ابراهم والنتاين ويليامز جكسون ( مترجم : منوچهر اميرى و فريدون بدره اى )
13
سفرنامه جكسن ( ايران در گذشته وحال ) ( فارسى )
كنم . اگر حواشى بيش از حد معمول فراوان به نظر آيد ، علت ، همين علاقهء صادقانه است كه خواستهام وسايل مراجعهء خواننده را به مآخذ و منابع هر مطلب و نكتهء خاصى كه آوردهام در دسترس او بگذارم يا وى را به بحث و نقد نظرهايى كه اظهار كردهام قادر گردانم ، زيرا من عقيدهء خود را دربارهء مطالبى كه مورد اختلاف ديگر استادان فن بوده است ، بصراحت بيان كردهام . مايل بودم كه در تكميل پارهاى از جنبههاى كتاب بيش از پيش توفيق يابم ، اما آنچه تا حدى نقايص كار مرا جبران مىكند - و آن را در نهايت فروتنى يادآور مىشوم - اين است كه اين كتاب ، كتابى است هيجانانگيز ، زيرا پارهاى از نكات تاريخى را روشن مىكند كه تاكنون مبهم و حتى ناشناخته بوده است . همچنين به گمان من بسيارى از خوانندگان از اينكه مىبينند مطالبى كه پيش از اين با آنها آشنا بودهاند به صورتى تازه عرضه شده است ، خوشنود خواهند شد . از اين گذشته دانشجوى آيين مزديسنا بسيارى نكات در اين كتاب خواهد يافت كه با كار او مرتبط است ، خاصه مكانهاى متعددى كه با آثار و بناهاى تاريخى و باستانى از ميان رفته ، تطبيق داده شده است . از دينى كه به رفتگان دارم ياد كردم و البته بار منت ابناى روزگار را نيز بر گردن خود به خوبى احساس مىكنم . در اينجا نخست از « نيكلاس مرىباتلر « 1 » » رئيس دانشگاه كلمبيا و نيز از هيأت امناى همان دانشگاه سپاسگزارم كه با مرخصى من به قصد مسافرت به ايران موافقت كردند . سپس از بسيارى از دوستان و همچنين مأموران رسمى كه نكاتى دربارهء سفر من پيشنهاد كردند ، امتنان دارم ، خاصه از مبلغان مذهبى ( ميسيونرها ) مسيحى كه در امريكا در اين مورد مرا يارى نمودند و در ايران در خانههاى خود مقدم مرا گرامى داشتند ، و چنان مهمان نوازى كردند كه پيوسته دربارهء ايشان حقشناس خواهم بود . در بازگشت به امريكا كه سرگرم تهيهء اين كتاب بودم از بسيارى از پيشنهاد - هاى آقاى « فرانك ا . مورگان « 2 » » از مردم « بنينگتون « 3 » » در ايالت « ورمونت « 4 » » بهره جستم و بخصوص از دو تن از دوستان دانشجوى خود تشكر دارم : از شاگرد خود دكتر « لويز . ه . گرى « 5 » » دانشجوى سابق رشتهء زبانهاى هند و ايرانى دانشگاه كلمبيا صميمانه سپاسگزارم به جهت آنكه مرا بسيار يارى كرد و پيش از آنكه اين كتاب به زير چاپ برود قسمت اعظم دستنويس را خواند ، و در كليات مربوط به طرح و صفحهبندى و حروفچينى توصيههايى كرد . به شاگرد جوانترم آقاى « جرج هاس « 6 » »
--> ( 1 ) . Nicholas Murray Butler ( 2 ) . Frank E . Morgan ( 3 ) . Benington ( 4 ) . Vermont ( 5 ) . Louis H . Gray ( 6 ) . George C . O Haas