سليمان تاجر السيرافي

91

سلسلة التواريخ ( اخبار الصين والهند ) ( مع اضافات ابو حسن زيد السيرافي ) ( فارسى )

كشتار مردم خانفوا بدست خوانك چائو و شمشير در ميان ساكنان آن نهاد ، چنان كه به روايت آگاهان به اخبار ايشان ، تنها از مسلمانان و يهوديان و نصارا و زرتشتيانى كه در اين شهر ساكن شده و در آن به بازرگانى مشغول بودند يكصد و بيست هزار مرد را بكشت و اين غير از كشته‌شدگان چينى بود . شمار كشتگان اين ملل چهارگانه از آنجا دانسته شد كه چينيان شمار آنها را مىدانستند سپس خوانگ چائو به قطع درختان توت و ديگر درختان پرداخت و گفتيم كه درخت توت ، درختى بود كه مردم چين از برگهاى آن غذاى كرمهاى ابريشم را فراهم مىآوردند و از آن پيله به دست مىآمد و به همين علت ورود پارچه‌هاى ابريشمى از سرزمين چين به شهرهاى عرب قطع شد . آنگاه خوانگ چائو پس از ويران كردن خانفوا از شهرى به شهر ديگر روان گشت و آنها را ويران كرد . پادشاه چين نتوانست او را سركوب كند تا آن كه به پايتخت شاه كه خمدان « 1 » نام داشت نزديك شده شاه از دست او به شهر « مذو » « 2 » كه هم مرز با سرزمين تبّت بود گريخت و آنجا ماندگار شد . روزگار اين شورشى ( خوانگ چائو ) بپاييد و كارش بالا گرفت و تنها هدف و اراده‌اش ويرانى شهرها و كشتن مردمانش بود . چون نه از خاندان شاهى بود و نه در سامان دادن اوضاع به نفع خود طمع داشت . بنا بر اين فساد و تباهى او به اوج خود رسيد و امور چين تا به روزگار ما پريشان گرديد . كار اين شورشى پيوسته همين بود تا آن كه پادشاه چين به پادشاه تغزغز از سرزمين تركان كه ميان ايشان روابط همسايگى و خويشاوندى سببى برقرار بود ، نامه نوشت و فرستادگانى به دربار او فرستاد و از او « پادشاه تركان » خواست تا شرّ اين مرد ( خوانگ چائو ) را از او كم كند .

--> ( 1 ) . Humdan ( - Si - ngan - fu ) . ( 2 ) . Madu .