سليمان تاجر السيرافي

75

سلسلة التواريخ ( اخبار الصين والهند ) ( مع اضافات ابو حسن زيد السيرافي ) ( فارسى )

مردم را از تو بگيريم به صاحبش برگردانيم . به او مىگويند براى پرداخت حق طلبكاران چاره‌اى بينديش . اگر چاره‌اى نينديشد و ندارى او بر پادشاه ثابت شود ، طلبكاران را مىخوانند و طلب آنها را از خزانه « بغبون » كه پادشاه بزرگ است مىپردازند . « بغبون » « 1 » به معناى « پسر آسمان » « 2 » است و ما او را « المغبون » « 3 » مىناميم ، سپس جار مىزنند كه هر كس با اين شخص داد و ستد كند ( كسى كه بدهيش از خزانه پادشاه داده شده ) به مرگ محكوم مىشود ، بنا بر اين در چين مال كسى تباه نمىشود و اگر دانسته شود كه بدهكار مالى نزد كسى داشته و آن شخص به اين ( امانت ) اقرار نكرده ، امانت‌دار با ضربات چوب كشته مىشود و به بدهكار چيزى نمىگويند ( كارى ندارند ) . مال را گرفته و ميان طلبكاران تقسيم مىكنند ، بدهكار از اين پس حق معامله ندارد ، درمان بيماران در چين چينيان سنگ نصب شده‌اى دارند كه درازايش ده ذراع است و روى آن نام داروها و دردها ( و احتمالا درمان آنها ) كنده‌كارى شده است . مثلا فلان بيمارى درمانش فلان داروست . اگر شخص بيمار فقير باشد پول دارويش را از بيت المال مىپردازند . ماليات سرانه در چين در چين از آب و ملك خراج نمىگيرند ، و فقط از هر كس ماليات سرانه‌اى به اندازه توانايى مالىشان مىگيرند . هرگاه براى شخصى فرزند پسرى به دنيا آيد ،

--> ( 1 ) . Baghbur ( بغبور ) . ( 2 ) . Tien - Tseu . ( 3 ) . Maghbur ( فغفور هم گفته مىشده است ) .