سليمان تاجر السيرافي
48
سلسلة التواريخ ( اخبار الصين والهند ) ( مع اضافات ابو حسن زيد السيرافي ) ( فارسى )
دارد و قطعاتى از آن عنبر مانند گياه است و اين عنبر در قعر دريا مانند گياه مىرويد و هرگاه ( اين ) دريا بخروشد آنها ( عنبرها ) را از ژرفاى خودش مانند كف و خاشاك يا ( مانند قارچ ) بيرون مىاندازد . آبادانى اين جزاير كه شاه آنها زن است از درخت نارگيل است . فاصله ميان يك جزيرهاى تا جزيره ديگر دو فرسخ ، سه فرسخ و چهار فرسخ است و تمام آنها مسكونى و پر از درخت نارگيل است . ثروت آنان صدف است . پادشاه زن - ملكه - اين جزاير صدفها را در گنجينههاى خود ذخيره مىكند . گفتهاند كه ماهرتر از مردمان اين جزيره در صنايع ، مردمى ديده نشده است « 1 » . مثلا ايشان پيراهنهايى كه دو آستين ، خشتك و يقه دارد ، مىبافند . كشتىها و خانهها مىسازند و كارها و صنايع ديگرى بر همين روش انجام مىدهند . در سرزمين آنها صدفهاى زنده روى آب مىآيند . آنان پوسته نارگيل را كه « كبتج » « 2 » مىنامند ، روى آب مىاندازند ، صدفها به آن مىچسبند ( بدين وسيله آنها را شكار مىكنند ) . سرنديب و محل فرود آمدن آدم عليه السلام آخرين جزيره درياى هركند ، سرنديب است . و آن « جزيره » سر همه اين
--> يا ( لار ) سرزمينها و شهرهاى معتبرى ديده مىشود از جمله شيمور ( Saymur ) يا ( صيمور ) و سوباره ( Subara ) ( كه همان بندر قديمى سورپاركا ( Surparka ) در مجاورت بمبئى ( Bombay ) است ) و تانه ( Tana ) در مجاورت بمبئى است . سندان ( Sindan ) كنبايه ( ( Kanbaya ) cambaya ) يا ( كمباى كنونى كه در پايان خليجى به همين نام واقع است ، و ديگر آبادىها كه به طور كلى از بلاد هندوستان غربى و سند شمرده مىشود ) ( ( به نقل از مروج الذهب ، ج 1 ، ص 147 و 167 ) ( Sur La chine Et L'inde , p . 24 ) . ( 1 ) . ر . ك مروج الذهب ، ترجمه ، ج 1 ، ص 150 . ( 2 ) . Kabtaj .