ماتئو ريچى ( مترجم : محمد زمان )

مقدمهء مصحح 54

چين نامه ( فارسى )

آنجا مىروند . علاقهء ماتيو ريچى براى ايجاد قبرستان اختصاصى مسيحيان نشان‌دهندهء دلبستگى و احترام او به فرهنگ و سنت‌هاى چين نيز بود . ماتيو ريچى در آخرين سال عمر دريافته بود كه آفتابش بر لب بام است و به زودى عمرش به پايان خواهد رسيد . بنابراين دست‌اندركار خريد قطعه زمينى براى آرامگاه خود شد اما كوشش‌هايش به نتيجه نرسيد . بعد از مرگ او همكاران و پيروانش در چين آرزو مىكردند بتوانند جسد ماتيو ريچى را در پكن پايتخت حكومت مينگ دفن كنند تا ضمنا موجوديت قانونى كاتوليك‌ها در چين تثبيت شود . بارى ، در مورد آرامگاه ماتيو ريچى پس از مشورت تصميم گرفته شد كه توسط كشيش پانتوجا « 1 » ، براى پادشاه چين عريضه‌اى نوشته شود . در اين عريضه كه لى ژى جائو « 2 » به دقت متن آن را اصلاح و ويرايش كرده بود ، پس از سپاسگزارى از پادشاه براى كمك‌هاى مالى چنين آمده است : « ماتيو ريچى بر اثر بالا رفتن سن و بيمارى در اين سرزمين بدرود حيات گفت . از آنجا كه او مردى غريب و دورمانده از وطن بود از هر نظر شايستهء رقّت و ترحم است . با آنكه او بيگانه‌اى بود كه از سرزمينى بسيار دور به اينجا آمده در تمام مدت عمر خود در اين كشور از خوراك و پوشاكى كه اعلى حضرت به او اعطا مىفرمودند برخوردار بود . امروز كه او درگذشته است و به سبب دورى راه بردن جنازهء او به زادگاهش امكان‌پذير نيست . آرزو مىكنيم اعلىحضرت اجازه فرمايد كه در اين سرزمين مقبره‌اى به او اختصاص يابد » . در پايان عريضهء مزبور پانتوجا از پادشاه استدعا كرده بود كه با لطف و مرحمت خود مزرعه‌اى باير ، معبدى متروك يا اطاق‌هايى خالى افتاده را به آنها ببخشد تا بتوانند جسد دور از ميهن ماندهء كشيش ماتيو ريچى را در آنجا به خاك سپارند . بعد از تقديم به پادشاه ، پانتوجا يك نسخهء رونوشت آن را به يه سيانگ گائو « 3 » دا سوا شى « 4 » هيأت وزيران تقديم كرد . يه سيانگ گائو قبلا در نانكن با ماتيو ريچى رفت و آمد داشته و بعد از آمدن به پكن نيز دو بار ماتيو ريچى را به منزلش دعوت كرده بود . او پس از خواندن نامه به پانتوجا جواب داد : « با وجود اينكه سابقه يا مادهء قانونى

--> ( 1 ) . Diego de Pantoja ( 1571 - 1618 ) : Spanish . ( 2 ) . Li Zhizao ( ? ? ? ) . ( 3 ) . Ye Xianggao ( ? ? ? ) . ( 4 ) . Daxueshi ( ؟ ؟ ؟ ، يعنى : مشاور پادشاه ) .