ماتئو ريچى ( مترجم : محمد زمان )
مقدمهء مصحح 51
چين نامه ( فارسى )
و دقيق اروپاييان معرفى شده است . اين روش براى چينيانى كه با چرتكه يا ديگر وسائل شمارش مانند قطعات چوب به محاسبه و عددشمارى مىپرداختند ، بسيار عجيب و جالب توجه بود . اين اقدام مهمترين عامل در جايگزينى رياضى جديد به جاى رياضى سنتى چين بهشمار مىآيد . از جمله كارهاى مهم ديگرى كه ماتيو ريچى در پكن انجام داد اصلاح ، تكميل و چاپ مجدد نقشهء جهاننماى خود بود . او در دوران زندگى در چائو چينگ چاپ اول نقشهء جهاننما را انجام داده و بعد در نانكن ، پس از اصلاح و بازنگرى دقيق ، آن را به چاپ دوم رسانيده بود . در سال 1602 م . بار ديگر او فرصت يافت نقشهء قبلى را اصلاح نموده ، بر آن مطالب جديدى بيفزايد و سرانجام « كون يو ون گو جيوان تو » « 1 » را به وجود آورد . اين اطلس جغرافيايى به عرض 361 سانتيمتر و طول 171 سانتيمتر و در شش قطعه بر روى طومارهاى چوبى ظريف چاپ شده و به عنوان بهترين نمونه از آميختن سبك و عوامل چينى با اروپايى شناخته مىشود . مىتوان گفت اين نقشه با دربرگرفتن هشتصد و پنجاه نام محل و نود و پنج شرح و حاشيه ، بيانگر سطح نسبتا مترقى اروپاييان در معلومات و دانش جغرافيا در قرن شانزدهم است . در آن زمان چينيان از طريق ماتيو ريچى و اشخاص ديگر بيش از پيش با ساير كشورها آشنا شدند . اطلاعات اوليهء اروپاييان دربارهء چين از طريق كتاب سفرنامهء ماركوپولو « 2 » بود . اما بعضى از اصطلاحات و اسامى جايگاهها كه ماركوپولو به كار برده و مربوط به عصر سلسلهء يوآن مىشد در زمان سلسله مينگ تغيير يافته بود . اين امر باعث شد اروپاييان در مواردى دچار اشتباه شوند ؛ بهطور مثال در سلسلهء يوان سرزمينهاى شمالى چين به نام چيدن « 3 » ، پايتخت سلطنتى يوان به نام هان بالى « 4 » و پادشاهان آن سلسله با عنوان
--> ( 1 ) . يعنى : نقشهء جهان نماى كون يو ( ? ? ? K unyuwanguoquantu ) . ( 2 ) . ماركوپولو ( Marko Polo ) 1254 - 1324 م . ؛ پسر تاجرى ونيزى كه در ماه مهء سال 1275 م . وارد چين شد و در دربار سلسلهء يوان و شهرهاى مختلف چين به مدت هفده سال زندگى كرد . در سال 1295 م . به ونيز زادگاه خود بازگشت و داستان سفرهاى خود را براى كسى تعريف كرده آن شخص نيز آن را به صورت كتاب درآورد . وى در اين كتاب كه به سفرنامهء ماركوپولو معروف شد ، با سادهلوحى ديدهها و شنيدههاى خود دربارهء شكوفايى و اقتدار چين و جلال و شكوه مشرقزمين را وصف نمود و با حرارت تمام آن را مورد تمجيد و تحسين قرار داد . ( 3 ) . ( يعنى : خطا ، ؟ ؟ ؟ ) Qidan ( 4 ) . ( يعنى : خان بالق ، ؟ ؟ ؟ ) Hanbali