ماتئو ريچى ( مترجم : محمد زمان )
مقدمهء مصحح 23
چين نامه ( فارسى )
اين جريان سرعت يافت . « 1 » البته در آغاز ، هنر غرب تنها توانست موفقيت محدودى آن هم در ميان طبقات عالى و درباريان بدست آورد . در همين مقدار كم هم نبايد نقش مبلغين مذهبى و برخى از كرمليان را كه ادارهء بنياد مدرسهء زبانهاى شرقى در اصفهان را برعهده داشتند ، از نظر دور داشت . در آن زمان اكثر گراورها جنبهء مذهبى داشت و تنها عكسالعمل هنرمندان و نگارگران ايرانى ، در مثنىبردارى از آن گراورها بود . آنها تمام تلاش خود را به كار مىبستند تا نقاشىها به اصل شباهت بسيار پيدا كنند تا حدى كه تعجب همكاران خود را برمىانگيختند . « 2 » در آغاز ، نقاشى اروپايى به جز مثنىبردارى ( كپى ) هايى در سطح محدود ، با بىمهرى هنرمندان ايرانى مواجه شد كه البته اين بىمهرى به علت حفظ سنت بود . با اين وجود در همهء زمانها روش نقاشى غرب مورد تحسين آنها قرار مىگرفت . نقاشى غرب از قانون پرسپكتيو - توجه به شكل طبيعى و شباهت به اصل و رعايت اصول و قوانين مناظر و مرايا - تبعيت مىكرد درحاليكه نقاشى سنتى ايران ( مينياتور ) فاقد آن بود . از آنجا كه شاهان و بزرگان ايرانى همچون همهء انسانها از روى قانون غريزى به ثبت پيكرههاى طبيعى و حقيقى خود علاقمند بودند ، در همهء اين ايام با ديد تحسين به آن نگريستند . اين جريان ادامه يافت تا اينكه حتى شاهان صفوى اجازهء نقاشى كردن از چهره و اندام خود را به نقاشان اروپايى دادند . با شدت يافتن علاقهء آنها به اين نوع نقاشى ، غربىها از فرصت استفاده كرده به همراه هداياى مختلف ، پردههاى نقاشى نيز فرستادند و از اين طريق ورود اين نوع نقاشى به ايران بيشتر شد . بهگونهاى كه از دوران شاه عباس كبير به بعد بر اثر تأثير نقاشىهاى اروپايى ، حتى در شيوهء نگارگرى سنتى ( مينياتورسازى ) نيز شبيهسازى و انتخاب موضوعهاى روزمره پديدار گرديد و نگارگران كوشيدند به جاى نقاشى سبك تزيينى پيشين و مجالس رزم و بزم و شكار ، به نقاشى مناظر طبيعى و چهرهگشايى ( پرتره ) و دورنماسازى بپردازند . « 3 » البته نبايد اين
--> ( 1 ) . Welch A . : Shah Abbas and the Arts of Isfahan , Asia House Gallery , New York 1973 . Hayward Gallery : The Art of Isfahan , London , 1976 . ( 2 ) . براى تكميل مباحث مرتبط با اين موضوع ، نقاشى ايرانى در دورهء صفوى و هنرپرورى شاهان صفوى رك : بختيار ، مقدمهء مجموعهء آثار رضا عباسى : 5 - 12 . بختيار ، مقدمهء مرقع نىنامهء جامى ، ج 1 : 15 - 21 . بازيلگرى ، نگاهى به نگارگرى در ايران ، ترجمه و حواشى از فيروز شيروانلو ، فصل ششم ( صفويان ) . ( 3 ) . ذكاء ، « محمد زمان نخستين نگارگر ايرانى كه به اروپا فرستاده شد » : 40 .