عبد الله بن لطف الله الخوافي ( حافظ ابرو )

86

جغرافياى حافظ ابرو ( فارسى )

سلطان را از حكم يرليغ به كرمان آمده بود « 1 » در تقويت جانب محمّد شاه مساعى جميل به تقديم رسانيد . به سبب اضطراب امور و اختلاف جمهور و خلّو خزانه و ازدحام ايلچيان و تشدّد محصّلان و اشراف سلطان و قايم ماندن دست منازعت و مخالفت ميان برادران ، رعاياى كرمان را در آن سال ضررى و زحمتى قوى رسيد . و اين حادثه اول وهنى بود كه به حال كرمانيان تطرّق نمود . و غياث الدّين سبوكشاه چون شرف تكشمشى يافت ، اموال و افزار نقد و جنس امير نوروز و ديگر امراء و وزير وقت ، مخلص الملك شرف الدّين سمنانى ، را تكلّف « 2 » اتحاف « 3 » و اهدا كرد و بر مال كرمان مبلغى بيفزود . بر آن « 4 » مستزاد تصرّف كرمان را متعهّد و متقبّل شد و حكم يرليغ مشتمل بر تقليد و حكومت برّ و بحر كرمان به دو نفاذ پذيرفت . وصول اين خبر مقتضى نهضت سلطان محمّد شاه شد به صوب اردو با اكثر اعيان كرمان ؛ و ملك ناصر الدّين خود پيشتر به تعجيل تمام رفته بود . « 5 » چون برسيد به بندگى پادشاه عرضه داشت كه در تمامت بلاد فارس و عراق و كرمان آوازه و خبر آن است كه مفاتيح حلّ و عقد امور در قبضهء ارادت و اختيار نوروز است و زمام همگى امر و نهى در دست قدرت او ، و در ممالك برادران نشانده است و دامادان فرستاده و نواب گماشته و نوكران برگزيده ، و اين معنى موجب وهنى تمام است در مصالح ملك . اين تقرير در مزاج پادشاه به نوعى تأثير كرد كه نايرهء غضب و غيرت مشتعل شد . فى الحال حكم يرليغ نافذ گشت كه سبوكشاه مراجعت نمايد و نواب محمّد شاه برقرار در كرمان متمكّن باشند . امّا محمّد شاه متوجه اردو شود تا سخن او و سبوكشاه را در يارغوى بزرگ بپرسند . امير نوروز در اين حال به خراسان رفته بود . هم در آن ايّام سلطان محمّد شاه از كرمان به اردوى اعلا رسيد . امير قتلغ « 6 » شاه نويين و امير ساتلمش و پولاد چينگسانگ « 7 » و بوركاى

--> ( 1 ) با ، گ ، مل : بودند . ( 2 ) گ ، ما بدون نقطه . ( 3 ) با ، گ ، مو ، مل : الحاف . اساس بىنقطه . تصحيح قياسى است . ( 4 ) با ندارد . ( 5 ) با : پذيرفته بود . ( 6 ) با ، گ ، مل : قتلق . ( 7 ) ما : سكسانك .