عبد الله بن لطف الله الخوافي ( حافظ ابرو )
82
جغرافياى حافظ ابرو ( فارسى )
به موكّلان سپرده همراه « 1 » گردانيد . چون به كوشك زر رسيدند پيغام سلطان زاده شاهزادهء عالم و فرمان بايد و خان رسيد . چند تن به خيمه پادشاه خاتون در آمدند و گفتند « كيلا بكيل و صاعا بصاع » . « 2 » درختى كه پروردى آمد « 3 » به بار * ببينى هم اكنون برش در كنار اگر بار « 4 » خار « 5 » است خود كشتهاى * و گر برنيان است خود رشتهاى همچنان كه با « 6 » برادر كرده بود او را نيز همان شربت چشانيدند . « 7 » چو بد كردى مباش ايمن زآفات * كه واجب شد طبيعت را مكافات و آنجا در ديهكى مختصر دفنش كردند . بعد از آنكه سلطان محمّد شاه به حكومت كرمان آمد ، فرمود تا صندوق آن خاتون را به آيين و رسم پادشاهان شرايط عزا تقديم نموده در مدرسهء مادرش قتلغ تركان به خاك سپرد . بعد از نهضت شهزاده كردوجين ، نصرت ملك در كرمان نافذ امر و نهى شد تا سراغاى باورجى كه از حكم يرليغ بايدو به راه باسقاقى به كرمان آمده بود و خواجه قوام الدّين وزير كشته ؛ در آن نزديكى « 8 » از پيش « 9 » شهزاده غازان ايلچيان ابراهيم سكورجى « 10 » و يوسف بوكا « 11 » واينه « 12 » غازى نايب نوروز به تحصيل مال چريك خراسان به كرمان رسيده بودند و به حكم بايدو سرير « 13 » سلطنت كرمان [ به نام ] قطب الدّين شاه جهان صدور يافت . چون با مادرش ايلاق « 14 » خاتون از اردو و منفصل شده به همدان رسيدند ، رايات همايون پادشاه زادهء جهان ، غازان ، به رى رسيده بود . بعد از آن بايدو گريخته ، چون سلطنت بر غازان قرار گرفت ، شيرآمون از امراى پادشاه خاتون و كوچك
--> ( 1 ) با : همراه او . ( 2 ) با ، گ ، ما پس از اين دارند . بيت ( 3 ) اساس : او را . ( 4 ) با : باز . ( 5 ) ما : خوار . ( 6 ) با : برادران . ( 7 ) گ ، ما پس از اين دارند . بيت . ( 8 ) گ ، مل : نزديك . ( 9 ) با ، گ ، مل : از جانب خراسان از پيش . ( 10 ) با : شكورى . گ ، مل : شكورجى . ( 11 ) با : بيكا . گ ، مل : لوكا ( كذا ) . ( 12 ) با : امينه . مو : انيد . بقيه نسخهها : امنه ( كذا ) . به اقرب احتمال اينه صحيح است . ( 13 ) با ، گ ، مل : و حكم بايد كرد و به تقرير . ( 14 ) با ، گ ، مل : ايلاف .