عبد الله بن لطف الله الخوافي ( حافظ ابرو )
71
جغرافياى حافظ ابرو ( فارسى )
چون سرير سلطنت به جلوس ارغون خان مزيّن شده ، بايد و نام ايلچى را به ابلاغ بشارت جلوس و استقرار ملك و تحصيل مال به كرمان فرستادند « 1 » و بدين سبب خرابى عظيم به حال جلال الدّين سيورغتمش راه يافت ، و كار نصرت الدّين تولكشاه انتعاش « 2 » تمام پذيرفت . اميدوار و مستظهر بر عزيمت اردو به سيرجان رفت و از آنجا با مادرش بىبى تركان و برادرش سبوكشاه روانهء اردوى ارغون خان شد . متواتر و متعاقب ايلچيان به استدعاى جلال الدّين سيورغتمش رسيدند و او به استعجال تمام روانه شد . چون به اردو رسيد حال و كار خود را از جادهء استقامت مايل و منحرف يافت . خصوم معتبر « 3 » از بطانه و خانه چون پادشاه خاتون و بىبى تركان و تولكشاه و سبوكشاه و خواجه ظهير الدّين مستوفى دندان انتقام تيز كرده و قصد استيصال « 4 » او را جان بر ميان بسته ، جلال الدّين سيورغتمش و اتباع او را به يارغوى بزرگ در آوردند و در پرسيدن و تفحّص مبالغه نمودند . « 5 » فامّا بوقا كه معتبرترين امرا بود ميلى تمام به جانب سيورغتمش داشت ، به لطايف حيل « 6 » و حسن تدبير آن طامهء « 7 » كبرى از سيورغتمش دفع كرد . و در آن حال اوغان « 8 » را با هزاره به هم به كرمان فرستادند تا در ييلاق و قشلاق [ آنجا متوطن باشند و اگر از سلاطين آنجا تمرّدى ورزند مانع آيند ، و هنوز از آن قوم در ييلاق و قشلاق ] « 9 » كرمان هستند . و بوقا حكومت كرمان ميان پادشاه خاتون و سيورغتمش سلطان مناصفه مقرّر گردانيد . و پادشاه خاتون از بوقا در اين صورت متشكى بود كه او رشوت گرفت « 10 » و در يارغو [ روى دل ] « 11 » سيورغتمش ديد و بوقا سعى نمود تا پادشاه خاتون [ را به شهزاده ] « 12 » كيخاتو دادند و روانهء روم شد ؛ و خانزاده كردوجين را به جلال الدّين سيورغتمش دادند و بىبى تركان و فرزندان و خواجه ظهير الدّين مستوفى نسخهء مجموع اموال مملكت كرمان
--> ( 1 ) اساس : فرستاد . ( 2 ) با ، گ : معاش . ( 3 ) با : معترف . ( 4 ) با : استقبال . مل : قصد و استيصال . ( 5 ) با : كردند . ( 6 ) مل : بلطايف الحيل . ( 7 ) با ، گ ، مل : طايفه . ( 8 ) اساس : افغان . ( 9 ) اين عبارت را گ ، مل ندارند . ( 10 ) مل : كرد . ( 11 ) با ، مل ندارند . گ ، مو : روى . ( 12 ) در با به جاى اين عبارت آمده . از بوقا درين صورت به كيخاتو ! .