عبد الله بن لطف الله الخوافي ( حافظ ابرو )

43

جغرافياى حافظ ابرو ( فارسى )

خان چون واقف شد كوچ كرده به جانب خراسان معاودت نمود و جماعت با لشكر اتابك صلح كردند و بر آنكه راه ايشان باز دهند تا ايشان بم باز « 1 » گذاشتند بيرون آيند و به جانب سيستان روند . چون اتابك خاطر از اين مهمّات بپرداخت مملكت كرمان برقرار مقدّم به اتابك محمّد بن زيدان « 2 » كه خواهرزاده او بود سپرده باز به فارس معاودت نمود در شهور سنهء سبع و ستماية . بعد از اين قضايا اتابك محمّد از اتابك سعد مستشعر شد به سبب آنكه مال كرمان را نواب اتابك سعد ضبط مىنمودند و عماد الدّين را در آن اختيارى نبود . بعد از آن جماعتى « 3 » كه از فارس به ضبط مال كرمان آمده بودند از او پيش اتابك سعد شكايتها نمودند . عماد الدّين محمّد بعد از آنكه رسل فرستاده بود پناه به محمّد خوارزمشاه برد . و ملك زوزن قوام الدّين على در حضرت خوارزمشاه عرضه داشت كه ولايت كرمان را حاكمى قادر و سايسى مدبّر مىبايد كه ضبط برّ و بحر آن نواحى تواند نمود . قرعهء اختيار بر اتابك نصرت الدّين محمّد بن ابى بكر اوتاد « 4 » كه بدين صفت متجلّى بود افتاد و مقارن وصول به كرمان به جمع شتات « 5 » و احياء موات پرداخته دعوت حق را اجابت كرد .

--> ( 1 ) گ ندارد . مل : بم را . ( 2 ) همه نسخه‌ها : رندان . تصحيح قياسى است . ( 3 ) اساس : جماعت . ( 4 ) همه نسخه‌ها چنين است . در تاريخ سلاجقه كرمان و تاريخ كرمان « سالاريه » : اند . ( 5 ) با ، گ : شات . اساس سات .