عبد الله بن لطف الله الخوافي ( حافظ ابرو )

23

جغرافياى حافظ ابرو ( فارسى )

ذكر حكومت قاورد و ابناء او « 1 » در ممالك كرمان بزرگ « 2 » آن طايفه و سر « 3 » آن خيل عماد الدّوله قراارسلان بيك قاورد بن جغر « 4 » بن داود بن ميكائيل بن سلجوق انتزاع مملكت كرمان را از دست غير متعيّن شد ، و در [ شعبان سنهء ] « 5 » اثنين و اربعين و أربعمائة سرهء ممالك كرمان را مضارب خيام عظمت گردانيد . در آن وقت ممالك كرمان و فارس در تصرّف باكالنجار بن سلطان الدّوله بن بهاء الدّوله بن عضد الدّوله بود و از قبل او « 6 » بهرام بن لشكرستان از ابناء ديلم در كرمان حاكم بود . چون قاورد به كرمان رسيد در خدمت او از طبقات ترك « 7 » و تركمان پنج شش هزار سوار بودند . همه بر زين زاده و در زره پرورده . و در شهر سردسير با بهرام مشتى « 8 » ديلم عاجز بيچاره . بهرام در شهر فروبست . ديالم زوبينى كه داشتند انداختند و از تير تركان بيشتر هلاك شدند . بهرام صورت واقعه انهاء ملك « 9 » باكالنجار كرد . مدت اغاثت و اعانت او متمادى گشت . شدت بأس « 10 » قاورد مهلت انتظار نمىداد . بهرام مصلحت خود و رعيّت در صلح ديد بر آنكه ولايت تسليم كند و دختر خود به قاورد دهد . ملك باكالنجار [ از شيراز روى به كرمان نهاد . بهرام كس فرستاد و كنيزكى را از خواص حرم او به مال بسيار بفريفت تا باكالنجار ] « 11 » را زهر داد و در ولايت خنات وفات يافت . لشكرش چون صولت لشكر ترك شنيده بودند هم از آن منزل روى به شيراز نهادند و ملك كرمان قاورد را مسلّم شد . و در آن ايّام گرمسيرات كرمان در دست كوفج بود و به روزگار دراز از عجز ديلم متغلّب « 12 » شده بودند و جملهء گرمسير « 13 » از جيرفت تا لب دريا فرو گرفته و تا حدود فارس و عراق و خراسان تاخت مىكردند و كاروانها مىغارتيدند . قاورد ايشان را مسخّر

--> ( 1 ) با : آن . ( 2 ) با ، گ ، مل : تابعه . ( 3 ) با ، گ ، مل : قرم . ( 4 ) با ، گ : جقر . ( 5 ) با ندارد . ( 6 ) با ندارد . ( 7 ) اساس : تازيك . ( 8 ) گ : هشتى . ( 9 ) با ، گ ، مل : بارگاه ملك . ( 10 ) با ، گ ، مل : يأس . ( 11 ) اين عبارت را با ندارد . ( 12 ) با ، گ ، مل : منقلب . مو : متقلّب . ( 13 ) با : گرمسيرات .