عبد الله بن لطف الله الخوافي ( حافظ ابرو )
206
جغرافياى حافظ ابرو ( فارسى )
خراسان شد ، خدمتى و پيشكشى در دار العباد يزد بگذرانيدند . حضرت سلطنت شعارى از او عفو فرموده به خراسان معاودت نمود . و در كرت ثانى كه رايات همايون سايهء مبارك بر ممالك فارس و عراق افكند ، ايلچى پيش « 1 » سلطان اويس فرستاده مضمون رسالت آنكه « آباء و اجداد تو در بندگى اين دولت وظيفهء طاعتدارى و ثبات قدم در خدمتكارى ورزيدهاند . امداد « 2 » لواحق خدمت را به افراد سوابق « 3 » طاعت متواصل داشته محلّى معمور و منزلتى مرموق و درجهاى بلند و منصبى بزرگ يافته . حالا خلف صدق اعنى جناب برادرى به واسطهء عنايت تربيت ما در مسند امارت و سرورى متمكّن . چشم داشت آن است كه چون بر مضمون اين مفاوضه « 4 » واقف گردد بىتردّد و تفكّر بدين جانب حركت فرمايد . چند كرت مكتوبات نبشته آمده است و در استدعا و استنهاض او مبالغت نموده اثر اجابت پيدا نشد . مانع اين نهضت مبارك معلوم نيست . اگر شرايط اخلاص و طاعتدارى در اقامت وظايف و خدمتكارى به جاى آورد ، دواعى همّت ملكانه و مساعى مكرمت شاهانه بر فضيلت « 5 » من جاء بالحسنة فله عشر امثالها در تقريب و ترحيب « 6 » و اكرام و انعام او آثار ثمرهء اخلاص و فرّ سعادت اختصاص ظاهر گرداند . و اگر عياذا بالله از ربقهء طاعت و مقتضى فرمان سر بتابد و خذلان و عصيان روزگار او را دريابد و سوابق حقوق « 7 » را به كفران « 8 » و عقوق مقابله روا دارد ، عزم خسروانه بواعث سياست و حميّت را در تحريك او به واجبى تحريك دهد ، به حمد اللّه قدرت مراعات و قوّت مكافات حاصل است » . چون ايلچى به كرمان رسيد و شرايط به ادا رسانيد ، سلطان اويس ظاهرا تعظيم ايلچى كرد امّا در مبادرت به خدمت و انفاذ « 9 » حمول تقاعد نمود . رسول چنان تفرّس « 10 » كرد كه سلطان اويس خاطر « 11 » آمدن پيش بندگى حضرت ندارد . مراجعت كرد و از
--> ( 1 ) با : نزد . ( 2 ) ما : امتداد . ( 3 ) اساس : سابق . ( 4 ) گ : معاوضه . ( 5 ) با ندارد . گ ، مل : برصيت . ( 6 ) اساس : تحريب . ( 7 ) با : خطوط . ( 8 ) با : كرمان . ( 9 ) مو : ابقاء . گ : انعاد . مل : انقياد . اساس بىنقطه . تصحيح قياسى است . ( 10 ) ما : تقرير . ( 11 ) ما : خواطر .