عبد الله بن لطف الله الخوافي ( حافظ ابرو )

201

جغرافياى حافظ ابرو ( فارسى )

ذكر حكومت سلطان اويس بن اوكو بهادر سلطان اويس در صغر سن متكفّل امور حكومت شد . جوانى كم آزار و نيكو سيرت بود . در امور مملكتدارى بىغور و ساده دل و آسان گذار و غافل مىزيست . [ در زمان حكومت او پنجاه حاكم ظالم ، نام اميرى و امير زاده به غير استحقاق به خود بسته ] « 1 » و بر بندگان خدا مسلّط گشته . از كلام حكماست كه « ضعف السلطان اضرّ من جوره لانّ ضعفه يعمّ و جوره يخصّ . يعنى ضعيفى سلطان زيانكارتر است از ستم او ، زيرا كه زيان ضعيفى او به جمله رعايا رسد و ستم او از « 2 » هزار تن بر يك كس « 3 » باشد . فى الجمله كرمان در زمان حكومت او روى به خرابى نهاد . چون از كار سعيد سلطان بپرداخت امرا او را « 4 » ملامت كردند تا پيرك « 5 » را از بند خلاص داده به طرف « 6 » سيرجان فرستاد تا « 7 » جمعى كه از طرف گرمسير بدان طرف رفته بودند به شهر آورد . پيرك « 8 » چون به سيرجان رسيد سر از انقياد بپيچيد و شكوه‌اى چند به « 9 » پيغام به كرمان فرستاد از آن جماعت كه قصد برادرش كرده بودند . چنانچه سلطان اويس ديد كه قضيّه به فتنه سرايت خواهد كرد ، در غرّه رجب مذكور سلطان بايزيد « 10 » و مردانشاه را به ياسا رسانيد « 11 » و نوكران را از شهر بدر كرد و سلطان حسين برادر خود را به سيرجان فرستاد تا پيرك « 12 » را به دار الملك آورد و [ در ذى قعدهء همين سال با مادر خود آغاچه بنياد نزاع كرد و خزينه‌اى كه داشت در تصرّف آورد . در ] « 13 » اواخر ذى القعده همين سال آغاچه متوجه اردوى اعلى حضرت سلطنت شعارى خلّد اللّه تعالى ملكه شد . و در صفر « 14 » سنهء احدى

--> ( 1 ) اين عبارت را مل ندارد . ( 2 ) گ ، مل : بر . ( 3 ) با ، گ ، مل : هزار كس بر يك تن . ( 4 ) با خوانده نشد . گ ، مل : بنياد . ( 5 ) با ، گ ، مل : تيرك . مو : ترك . اساس بىنقطه . ( 6 ) با ، گ ، مل : او را به طرف . ( 7 ) با ، گ ، مل : با . ( 8 ) نك حاشيهء بالا . ( 9 ) با ، گ ، مل ندارند . ( 10 ) گ ، مل : بايزيد را . ( 11 ) گ ، مل : رسانيدند . ( 12 ) نك حاشيهء بالا . ( 13 ) اين عبارت را با ندارد . ( 14 ) همه نسخه‌ها جز اساس : مفتّح .