عبد الله بن لطف الله الخوافي ( حافظ ابرو )

177

جغرافياى حافظ ابرو ( فارسى )

ياساميشى كرده به يكديگر رسيدند . جنگى سخت و حربى عظيم واقع شد . در ميان جنگ امير سيورغتمش و امير محمّد جرمايى مقابل افتاده همديگر را نشناختند . « 1 » سيورغتمش نيزه‌اى بر امير محمّد حواله كرد كارگر نيفتاد . امير محمّد چماقى بر سر سيورغتمش زد چنان كه از اسب در افتاد . در اين حال آفتابه چى « 2 » پهلوان على قورچى « 3 » حاضر بود . از مركب فرود آمد و سر سيورغتمش ببريد و بر نيزه كرد . لشكر اوغان چون آن حال مشاهده كردند به يك بار منهزم شدند و بعضى كه گرفتار شدند با سرهاى مقتولان به شهر فرستادند و غنايم بسيار به دست لشكريان كرمان افتاد . « 4 » بعد از آن سلطان احمد باشلاميشى كرده « 5 » هزارهء افغان به « 6 » پهلوان على قورچى تفويض كرد .

--> ( 1 ) با : بشناختند . ( 2 ) اساس : بدون نقطه . ( 3 ) اساس ندارد . ( 4 ) با : لشكريان افتاد . ( 5 ) با ، گ ، ما ندارند . ( 6 ) با : به دست .