عبد الله بن لطف الله الخوافي ( حافظ ابرو )
174
جغرافياى حافظ ابرو ( فارسى )
جاى پدرى « 1 » و مملكت هر چه از تو دريغ نيست . بعد از دوازده روز خبر وفات شاه شجاع برسيد . مراسم تعزيت به تقديم رسانيدند و امير اختيار الدّين حسن كمر عبوديّت و اطاعت بسته « 2 » منصب وزارت و ضبط قانون ولايت و رتق و فتق امور و نسق جمهور به رأى رزين « 3 » او مفوّض شد . به تدريج فضولان و ارباب افساد بنا بر صلاح و فساد مملكت ، رأى سلطان را از او « 4 » بگردانيدند تا بدان واسطه اختلال تمام به حال مملكت و رعيّت راه يافت . سلطان احمد چون بر سرير مملكت موروثى متمكّن گشت مردم كرمان را به فنون احسان غريق انعام خود گردانيد « 5 » ، و در ذات او كرم جبلى و سخاوتى غريزى بود . چون امراى هزاره به دست بوس آمدند امير باكو كه قايم مقام امير سيورغتمش بود بگرفت و محبوس گردانيد و امير محمّد جرمايى را با امراى جرما تربيت كرد و اوغانيان را مفلوك و سركوفته مىداشت .
--> ( 1 ) با ، گ ، مل : پدر . ( 2 ) با ، گ ، مل : ببست . ( 3 ) با ، گ : رزق . ( 4 ) اساس : آن . ( 5 ) اساس : انعام و آبادى گردانيد .