عبد الله بن لطف الله الخوافي ( حافظ ابرو )

169

جغرافياى حافظ ابرو ( فارسى )

ديگر عقوبات از رهگذر اسد بديشان رسيده بود و بدان معاقب و متضرّر مىبودند « 1 » ، ابواب شادمانى بر روى ايشان مفتوح شد و بر هلاك و تلف او بهجتها نمودند و خرّميها كردند . اكثر مردم اراذل و فرومايه « 2 » گوشت او را تبرّك ساختند چنان كه از قصّاب شوشترى نقل كردند كه گفت مبلغ دويست دينار از بهاى گوشت اسد حاصل كردم . آن آتش فتنه منطفى گشت و به اسهل وجوه مادّهء آن فساد تحليل يافت . پهلوان عليشاه به ضبط شهر و دروب مشغول شد و در روز ديگر امير حسام الدّين كوتوال قلعه كوه بعد از تأسيس قواعد عهود قلعه تسليم كرد . پهلوان عليشاه از ملازمان اسد بعضى به طريق حمايت و بعضى به وسيلت گناه و تمرّد و عصيان اسد از هر فردى از افراد سپاه او جذب فايدهء تمام كرد . چون اين قضيّه دست داد صورت اين حال عرضه داشت پادشاه كردند و سر اسد را نيز به شيراز فرستادند . « 3 » پادشاه به « 4 » جهت پهلوان عليشاه خلعت و دلدارى فرستاد و تربيت بسيار فرموده ، دفتر ذخيرهء قلعه طلب داشت و امير اختيار الدّين حسن قورچى را به حكومت كرمان تعيين فرمود .

--> ( 1 ) با ، گ ، مل : بودند . ( 2 ) ما ندارد . ( 3 ) اساس : فرستاد . ( 4 ) با ، گ ، ما ندارند .