عبد الله بن لطف الله الخوافي ( حافظ ابرو )
145
جغرافياى حافظ ابرو ( فارسى )
ذكر محاصرهء كرمان و عاقبت كار دولتشاه دولتشاه بعد از آنكه « 1 » از ميدان حرب فرار نمود ، خود را به حيل در چارديوار كرمان انداخت . بعضى كه حركات شنيع كرده بودند با او در مقام موافقت بودند ؛ و بارهء كرمان حصنى حصين « 2 » مىنمود . با خود مىگفتند كه سالها اين حصن را از خصوم غلبه نگاه مىتوان داشت . با خود مقرّر كردند كه متحصّن شوند به قرار ضبط دروب و قلاع كرده هنوز تقريبا دو « 3 » هزار سوار با او در مقام موافقت بودند . پادشاه چون به ظاهر كرمان نزول فرمود نشان به اطراف « 4 » ولايت فرستاد تا « 5 » علفه و علوفه و مردان بيلدار و كلنگدار و نقبچيان « 6 » و مصالح قلعه گرفتن طلب دارند . و پادشاه در معاملهء دولتشاه تأمل فرمود كه اگر بر قرار در مقام جدال باشد و اين صورت « 7 » تمادى يابد نبايد كه از طرف شاه محمود يا خراسان كه ايلچيان فرستاده او را مددى برسد . تفحّص فرمود كه از ارباب عمايم « 8 » و بزرگان كيست كه در مزاج او تصرّفى داشته باشد . به عرض پادشاه رسانيدند كه امير فخر الدّين حسن بندهء يك جهت اين حضرت است و از بهر محافظت مال و عرض خود به طريق نفاق با او زندگانى مىكند ، و تصوّر دولتشاه آنكه او را جز دولتشاه [ ملاذ و ] « 9 » ملجائى نيست . قرار بر آن « 10 » گرفت كه او را طلب دارند و به طريق مجامله با دولتشاه القاء صلحى كنند . روز ديگر امرا و اركان دولت را جمع گردانيدند چون جمال الدّين شاه سلطان و معزّ الدّين اصفهانشاه و امير اختيار الدّين حسن و غياث الدّين شيخ درى و امير علاء الدّين اناق « 11 » و پهلوان شرف الدّين طالب و امير همام الدّين . و از خواجگان چون خواجه
--> ( 1 ) با ، گ ، مل : بعد از آنكه دولتشاه . ( 2 ) با ، گ ، مل : حصن حصينى . ( 3 ) با ، گ ، مل : ندارند . ( 4 ) اساس : طرف . ( 5 ) همه نسخهها جز مو : با . ( 6 ) اساس : نقب چين . ( 7 ) اساس : صحبت . ( 8 ) اساس : غنايم . ( 9 ) با ، گ ، ما ندارند . ( 10 ) با : قرار آن قرار . ( 11 ) گ ، ما بدون نقطه . اساس : اياق .