عبد الله بن لطف الله الخوافي ( حافظ ابرو )
11
جغرافياى حافظ ابرو ( فارسى )
جلد سوم ذكر ديار كرمان و احوال و اوضاع آن كرمان از بلدان اقليم « 1 » سيم است . [ گويند اين نام منسوب است به كرمان بن فارس بن طهمورث ، و بعضى گويند كرمان بن فارك بن سام بن نوح ] . « 2 » حدّ شرقى كرمان « 3 » زمين مكران است [ و بيابانى كه ما بين كرمان و بحر است ؛ و مكران قطعهاى است از بلاد سند ؛ و غربى كرمان بلاد فارس است ] « 4 » و شمالى ، بيابان خراسان و سجستان . و اين بيابان ميان فارس و كرمان و خراسان واقع شده است ؛ و جنوبى كرمان ، درياى فارس است . در ولايت كرمان « 5 » گرمسير و سردسير هر دو هست امّا اكثر گرمسير است و از ميوهها همه گونه باشد . هرموز را از فرضهء كرمان خوانند و كنار دريا به غايت گرم باشد . هوايى ناخوش دارد و از تواريخ و اخبار پيشينيان معلوم مىشود كه خلاصه كيانيان ، گشتاسب بن لهراسب ، وقتى از اصطخر فارس كه آشيان كامكارى و نشيمن شهريارى او بود بر عزيمت تفرّج و تصيّد به صوب كرمان عنان گراى شد ، چون به حومهء شهر رسيد آن حدود را مستعدّ قبول عمارت يافته به ساخت و اجراء كاريزاسف و بناء « 6 » دهكدهء آن مثال داد ، و آتش خانهء معبد مقيمان آنجا احداث فرمود تا منزل و مناخ « 7 » صادر و وارد باشد . چون نوبت سلطنت به اردشير بابكان رسيد از تختگاه فارس بر سبيل نخجير كردن به ناحيت شهر بابك كه هم معمار همّت شاهانهاش انشاء و احداث فرموده بوده آمد و به زمينهايى كه اكنون به شاهجهان و گازرگاه معروف است و از آبى عظيم كه منبع كوه سوسكان از قديم الزّمان منصبّ مىشد ، مرغزار گشته بود و اسب گله خسروان را تابستان مراتع و علفزار آنجا
--> ( 1 ) با : اقاليم . ( 2 ) با : اقاليم . ( 3 ) با ، مل : آن . ( 4 ) اين عبارت را ما ندارد . ( 5 ) مل : و درين ولايت . ( 6 ) اساس ندارد . ( 7 ) همه نسخهها : مناح . تصحيح قياسى است .