عبد الله بن لطف الله الخوافي ( حافظ ابرو )
62
جغرافياى حافظ ابرو ( فارسى )
كثرت اجناد و وفور اسباب و اسلحهء ايشان شنيده بود ، از اين معنى در انديشه بود . ديگر آنكه پيشتر در زمان چنگيز خان ، جرماغون « 1 » به حدود بغداد رسيده بود در عهد خلافت الناصر لدين اللّه ، و در آن تاريخ صد و بيست هزار سوار در اعمال معيّن و مرتّب بودند . خليفه به موافقت و مقاتلت پيش آمد و جرماغون را منهزم باز گردانيد . اين اخبار در مقعر اسماع جايگير شده بود . در اين حال رسول ابن العلقلى پيش پادشاه هولا كوخان آمد « 2 » كه اگر پادشاه بدين طريق حركت نمايد « 3 » من چنان سازم كه مملكت بغداد « 4 » به اسهل وجوه مسخّر پادشاه شود . هلاكو خان در تصميم اين عزيمت و استضافت « 5 » اين مملكت از رأى خواجه « 6 » نصير الدّين طوسى استكشافى « 7 » كرد و از روى احكام نجوم استشارتى نمود . خواجه نصير بعد از تسيير « 8 » طالع و تقويم كواكب و تحقيق اتصالات و سعد و نحس نظرات عرضه داشت كه استخلاص آن ديار بىتحمّل مزيد كلفتى بر دست مواكب منصور ميسّر خواهد شد و مدت ايام خلافت به سر [ خواهد آمد ] « 9 » . اگر صورت قضا و قدر موافق اين احكام باشد ، از اثر ميامن « 10 » دولت پادشاه تواند بود و الّا ( شعر ) « 11 » : أدبّر بالنجوم و لست ادرى * و ربّ الارض يفعل ما يشاء هولاكو خان به دلى ثابت و ضميرى منفسح استعداد نهضت و حركت لشكر را بشارت فرمود . « 12 » از آن طرف ابن علقمى « 13 » با « 14 » خليفه طريق خداع و اضلال پيش گرفت و گفت به حمد اللّه صيت « 15 » نفاذ حكم و مقدرت و بسطت مال و كثرت جيش ديوان عزيز اعزه اللّه « 16 » از يمين و شمال بر بريد « 17 » شمال و صبا در صباح [ و مسا ] « 18 » مسابقت گرفته ، چندين مال هر سال به علّت مواجب عساكر و اقطاع و وجوه اجناد صرف كردن ، از مقتضاى رأى رزين و
--> ( 1 ) با : جرباعون . ( 2 ) با ، گ ، مل : رسيد . ( 3 ) با ، گ ، مل : فرمايد . ( 4 ) با ، گ ، مل : مملكت بغداد چنان سازم كه . ( 5 ) با : استصاف . ( 6 ) با ، گ ، مل : مولانا . ( 7 ) با : استصاف . ( 8 ) با خوانده نشد . ( 9 ) با ، گ ، مل ندارند . ( 10 ) مل : ميان . ( 11 ) اساس ندارد . ( 12 ) با ، گ ، مل : راند . ( 13 ) مل : ابن العلقمى . ( 14 ) با : تا . ( 15 ) با : صلت . اساس خوانده نشد . ( 16 ) با خوانده نشد . ( 17 ) با ، گ ، اساس : برند . ( 18 ) با ندارد . گ ، مل : بىمسا . با : بىمسابقت .