عبد الله بن لطف الله الخوافي ( حافظ ابرو )

33

جغرافياى حافظ ابرو ( فارسى )

رسانيد . با اركان دولت خود مشاورت نمود . گفتند مدتها است تا ما در اين مقام به مراد خود « 1 » بوده‌ايم و پادشاهى كرده اكنون اگر بيرون رويم بر تقدير سلامت محال است كه ما را در اين مقام « 2 » بگذارد . اولى آن است كه تا رمقى در جان باشد « 3 » جنگ كنيم . بنا بر اين فكر فاسد ، دل بر مرگ نهاده ( به جدّ تمام ) « 4 » به حرب « 5 » مشغول شدند . « 6 » [ حضرت صاحبقران « 7 » ( نيز ) « 8 » در غضب شده امر فرمود تا لشكرها چون مار و مور « 9 » در حركت آمدند . در اين محل در حالى « 10 » كه نقب زده بودند ، بىآنكه آتش بزنند « 11 » ، ديوارى عظيم بيفتاد و آثار نكبت اهل قلعه ظاهر « 12 » شد . حصاريان به عمارت آن « 13 » رخنه « 14 » مشغول شدند ] . « 15 » امير صاحبقران « 16 » امر « 17 » فرمود تا مجموع نقبها را آتش زدند . فى الجمعه قلعه تكريت « 18 » را مثل تل خاك ساخته كه از « 19 » هيچ طرف ديوارى بر پا « 20 » نماند و « 21 » ايشان پناه بدان تل خاك برده همچنان جنگ مىكردند . « 22 » چون كار به جان رسيد ، تضرع نامها پيش امرا و وزراء نوشته « 23 » ، حضرت صاحبقرانى شفاعت ايشان « 24 » مبذول نداشت و مجموع آن حراميان را به قتل آورد . « 25 » و اين حال در هفتم محرم سنهء ست و تسعين و سبعمائه بود . حصن سلم اين حصن از آن « 26 » سلمة بن عبد الملك بوده « 27 » و به نام او باز خوانند . طايفه‌اى از ارامنه در اين موضع مىبوده‌اند ؛ و آب اين موضع از باران « 28 » است .

--> ( 1 ) با : تا ما به مراد خود درين مقام . ( 2 ) مو ندارد . ( 3 ) مو : تن . ( 4 ) اساس ندارد . ( 5 ) تمام نسخه‌ها جز اساس : به جنگ . ( 6 ) مج : شد . ( 7 ) مو ، گ : صاحبقرانى . ( 8 ) اساس ندارد . ( 9 ) با : مور و مار . ( 10 ) همه نسخه‌ها جز اساس : در اين حال در محلى . ( 11 ) مو : نقب زنند . ( 12 ) مو : حاضر . ( 13 ) با ، مل ، گ : به بستن اين . مو : به بستن آن . ( 14 ) مو : قلعه . ( 15 ) اين عبارت را مج ندارد . ( 16 ) با ، مج ، گ : صاحبقرانى . ( 17 ) مو ندارد . ( 18 ) مو : تكرت . ( 19 ) با ، مل ، مج ، گ ندارند . ( 20 ) مو : ما . مج : پاى . ( 21 ) فقط در اساس و مو . ( 22 ) مو : كردند . ( 23 ) مو : فرستادند . ( 24 ) مل ، مو ، مج ، ايشان را . ( 25 ) مو : آوردند . ( 26 ) با ، گ ، مل : اين حصارى است كه از آن . مو : و اين حصارى است و از آن . مج : اين حصارى است كه از ابن . ( 27 ) مل ندارد . ( 28 ) مو : ناران .