عبد الله بن لطف الله الخوافي ( حافظ ابرو )

24

جغرافياى حافظ ابرو ( فارسى )

باركين « 1 » خوانند . معرّب « 2 » ساختند ( و ) « 3 » ميّافارقين « 4 » خواندند . و گفته‌اند « 5 » كه بعد از آن بناء او را « 6 » به سنگ ، انوشيروان « 7 » نهاده است و بعد از آن پرويز عمارت آن كرده است و از شهرهاى قديمى است . طول آن « 8 » شصت و شش درجه از ساحل ، و عرض آن « 9 » از خط استوا سى و هشت درجه در اقليم رابع ، و در اين شهر ترسايان ( بسيار ) « 10 » بوده‌اند . و گويند بيعه‌اى « 11 » است كه از زمان عيسى باز عمارت كرده‌اند ، تا غايت اثر آن باقى است . امّا فتحها : بعد از فتح شام و هلاك ابو عبيدهء جرّاح « 12 » ، امير المؤمنين « 13 » عمر رضى اللّه عنه ، « 14 » عياض « 15 » بن غنم « 16 » را با لشكر بسيار به فتح جزيره فرستاد . ايشان به بلاد جزيره آمدند و موضع را از عقب يكديگر بگشودند . بعد از فتح آمد « 17 » ، به ميّافارقين آمدند و به صلح آن شهر بگرفتند « 18 » به شرط آنكه پنجاه هزار دينار نقد « 19 » بستانند « 20 » ، بعد « 21 » از آن عشر « 22 » از مال ايشان بگيرند . « 23 » حصن كيف « 24 » شهركى است كوچك بر لب دجله واقع است . « 25 » صاحب آن را « 26 » سلطان مىگويند . ميان آمد « 27 » و جزيرهء ابن عمر ، از ديار بكر . موصل و سنجار « 28 » و رها و رقّه و رأس العين ، اين جمله [ را از ديار ] « 29 » جزيره ، ديار « 30 » بكر مىخوانند . « 31 »

--> ( 1 ) با ، مو ، ناخواناست . ( 2 ) با ، گ ، مو : مغرب . ( 3 ) اساس ندارد . ( 4 ) مو : مسافارقين . ( 5 ) با : گفته . ( 6 ) همهء نسخه‌ها جز اساس : آن را . ( 7 ) مو : ابو نوشيروان . ( 8 ) مو : او . ( 9 ) فقط در اساس . ( 10 ) اساس ندارد . ( 11 ) مو : سعه . اساس ، گ ، مج بدون نقطه . ( 12 ) مو : خراج . ( 13 ) با ، گ ، مل ، مج ندارند . ( 14 ) با ، گ ، مل ، جملهء دعائيه را ندارند . مو : عمر بن خطّاب . مج : عمر خطّاب . ( 15 ) گ : عياض . مو : عياص . مج : عناص . ( 16 ) اساس ، مو : عنم . ( 17 ) گ ، مل ندارند . ( 18 ) با : بگرفت . ( 19 ) مح ندارد . ( 20 ) اساس : بستاندند . با : بستاند . ( 21 ) همهء نسخه‌ها جز اساس : و بعد . ( 22 ) همهء نسخه‌ها جز اساس : عشرى . ( 23 ) مل ندارد . ( 24 ) اساس بدون نقطه . ( 25 ) مو : شده است . ( 26 ) همهء نسخه‌ها جز اساس : او را . ( 27 ) مج : آمده . ( 28 ) اساس ، مو : سبحار . ( 29 ) مج ندارد . ( 30 ) مل : و ديار . گ : جزيرهء ديار . ( 31 ) اساس : مىخواندند . با : خوانند .