عبد الله بن لطف الله الخوافي ( حافظ ابرو )

16

جغرافياى حافظ ابرو ( فارسى )

فرنگ دار الملك فرنگ را روميهء عظمى خوانند . اول كسى كه آن را بنا نهاد سيوزنوس « 1 » بود كه در توراة نام او نمرود آمده است . او را پسرى ناخلف بود . ترسيد كه او را برادرى شود . پدر را بگرفت و خادم كرد . سيوزنوس « 2 » از استيلا و غلبه پسر بگريخت و به زمين روميه رفت . جائى عظيم نزه « 3 » و خرّم ديد « 4 » . شهر روميّه را « 5 » بنا كرد ، و هر اميرى به حسب مرتبه عمارتى كردند . بعد « 6 » از آن چون نوبت پادشاهى به رومنوس رسيد ، آن « 7 » شهر را با روكشيد و نام خود « 8 » بر آنجا نهاد . عجم آن را هرونه « 9 » خوانند . وسط ولايت « 10 » و دار الملك افرنج شد . دور آن تقريبا بيست فرسخ باشد . سيصد و شصت برج بر باروى « 11 » آن ساخته‌اند و گويند بعد از رومنوس ، هر سال « 12 » يكى « 13 » را به پادشاهى بر تخت مىنشاندند . چون « 14 » آخر سال مىشد ، او را معزول « 15 » مىكردند « 16 » و ديگرى « 17 » را اختيار مىكردند « 18 » ، تا « 19 » چهار صد و هژده سال بدين « 20 » نوع بگذشت « 21 » ، جلوس « 22 » قيصر پديد آمد « 23 » . بعد از آن پادشاهى بطنا بعد بطن شد . و مردم آن ولايت همه بر دين عيسى ( عليه السّلام ) « 24 » باشند و آن شهر « 25 » در « 26 » غايت « 27 » و « 28 » نهايت و معمورى « 29 » است . هوايى « 30 » غليظ دارد از فراط سرما . فواكه و غلات بسيار در نواحى آن « 31 » حاصل شود . در « 32 » كوههاى آن انواع معادن از

--> ( 1 ) با ، گ ، مو ، مج ، سيورنوس . مل : سيورتوسن . ( 2 ) با : سيونوس . گ ، مو ، مل ، مج : سيورنوس . ( 3 ) مج : يافت . ( 4 ) مو : بنزهت . ( 5 ) مل ندارد . ( 6 ) با ، گ ، مل : و بعد . ( 7 ) با ، گ ، مد ، مج : او . ( 8 ) با : خود را . ( 9 ) با ، گ ، مو ، مل : هرومه . مج : حرومه . ( 10 ) مو : و وسط و ولايت . ( 11 ) مج : برج و باروى . ( 12 ) مو ، مل : سالى . ( 13 ) مو : هر يكى . ( 14 ) همهء نسخه‌ها جز اساس : و چون . ( 15 ) مل : عزل . ( 16 ) اساس : مىكرد . ( 17 ) مج : ديگر . ( 18 ) با : مىدادند . مج : مىنمودند . ( 19 ) مو ندارد . ( 20 ) همهء نسخه‌ها جز اساس : برين . ( 21 ) مل : گذشت . ( 22 ) مج ندارد . ( 23 ) مو : قيصر باد پديد . ( 24 ) اساس ، مو ، مل ندارند . گ : ع . ( 25 ) مو ندارد . ( 26 ) مو : به . ( 27 ) مل ندارد . ( 28 ) با ندارد . ( 29 ) مو : معمور . ( 30 ) با ، مو ، مج : و هواى . ( 31 ) با : در اطراف اين نواحى . مو ، مل : در اطراف و نواحى آن . گ ، مج : در اطراف و آن نواحى آن . ( 32 ) همهء نسخه‌ها جز اساس : و در .