علاء الدوله سمنانى
67
خمخانه وحدت ( فارسى )
تحقيق باشد . در رسالتى كه مىتوان آن را حالنامه شيخ علاء الدوله ناميد ، در اوائل جمادى الاخرى سال 779 هجرى استنساخ شده و به زمان شيخ بسيار نزديك است شيخ در صدر نوشته عين نامهاى را كه شيخ اكرم سلطان المحققين برهان الموحدين نور الحق و الدين عبد الرحمن اسفراينى خطاب به خود وى مرقوم داشته است چنين نقل مىنمايد : « اى فرزند در آنوقت كه وقت در هستى وقت خود نيست بود ، و سلطان وقت از شراب زلال لايزالى در نيستى خود مست ، خود را در بىخودى از خودى و بىخودى خود بىخود ديد ، و وقت با صاحب وقت بىوقت ، و صاحب وقت در وقت بىوقت خود بىخود در هستى او سر از جيب نيستى برزده در نيستى هستى خود در نيستى مىزد ، من بىمن با اوئى او از خودى خود پنهان در دار الله در خانهء وحدت با او همخانه در مستى هستى او نيست بودم ، و او از ذات در صفات نيستى هستى مرا مىديد و در ذات نقش نيستى بر هستى نيست من مىكشيد . گاه در هستى صفات به هستى نيستى بودم ، گاه در وحدت ذات به نيستى هست « كان الله و لم يكن معه شىء » اين حقيقت را مفسر آمد . اى فرزند وقت ، وقت حكم جمع دارد ، شاغل ماضى و مستقبل آمد . چندانكه سيف وقت قاطعتر ، تجرد وقت او كاملتر ، و چون در تجرد مكمل شد قدم در عالم جمع جمع نهاد . اينجا ماضى و مستقبل در وى محو افتد ، دى و فردا را اسم و رسم نماند « عند الله لا صباح و لا مساء » نصب ديده آيد . تو زمين و آسمان ، عرش و كرسى را در سعت وقت بر مثال خشخاشى دان ، لا بل نسبت با مشرق و مغرب خشخاشى را وجودى هست ، اما نسبت با سعت وقت آسمان و زمين و عرش و كرسى را وجود با عدم برابر آيد . قرب و بعد را در وى وجود نماند ، قرب را قرب بعد ، و بعد را بعد قرب شود . حزن دى و سرور امروز و خوف فردا در طى وقت متلاشى گردد . اول و ابد را امروز و فردا