علاء الدوله سمنانى

42

خمخانه وحدت ( فارسى )

بت‌پرست تقرب مىجويند از جملگى نفرت بر دم و آزرده شدم « 1 » و همه در آن انتظار بودم كه يكى از صوفيان صافى را ديدار كنم . تا آنكه مژدهء ورود اخى شرف الدين سعد الله ابن حنوية سمنانى را كه در راه خراسان به بغداد در سمنان فرود آمده بود دريافت كردم و به خدمتش شتافتم . نور اسلام از رويش ساطع بود و بوى انس از جانش بمشام دل مىرسيد ، چون صورتش بر جانم نشست صحبتش را التماس كردم و او قبول فرمود ، به منزلم آمد و با من به صحبت نشست و چون وى را بر حالى ديگر يافتم در آن رغبت كردم و از وى تعليم ذكر « لا إله الا الله » گرفتم و به نفى « لا إله » و اثبات « الا الله » سر را از چپ و راست به حركت آوردم تا شراره‌اى از سينه‌ام برون آمد و به چشم ظاهر آن را ديدم به آسمان اندر شد و در دل سماوات فرونشست . در نماز چشمه فواره‌اى ديدم كه كواكب درى بسيار از آن خارج مىشد و مىخواست به وجودم داخل آيد در اين حال دل به ذكر افتاد و بر آن مشغول شد . چون آثار اين ذكر را كه بعدا شانزده سال بر آن مداومت دادم به اخى شرف الدين سعد الله سمنانى گفتم بسيار شادمان گشت و مرا به استعداد تمام مژده داد . من از طريقتش پرسيدم گفت : به توفيق خدا در طريق حجاز از خدمت شيخ عبد الرحمن كسرقى اسفراينى مريد شيخ احمد جوزقانى مريد شيخ على لالا تلقين ذكر يافته و بر اربعينات بسيار موفق گشته . پس شيخ دو ماه پيش از آنكه من خدمت سلطان را ترك گويم وى را به مسافرت خراسان امر نموده و بر پشت مجموعه‌اى از كلمات شيخ ابو يوسف همدانى و شيخ روزبهان بقلى شيرازى با خط خود به فارسى چنين مرقوم فرموده است كه چون يكى از شاهزادگان را دريافتى

--> ( 1 ) - در اين مورد به « تحقيقى پيرامون سير نهضت تصوف در دوره ايلخانان » در همين كتاب مراجعه شود ( رفيع )