مهدى مهريزى وهادى ربانى
90
شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى )
ستم در ايران آن عصر بود ، « 1 » گسترش عدالت اجتماعى يكى از مهمترين انگيزهها و اهداف آخوند در حمايت از نظام نوتأسيس بود . تلقّى او از مشروطه عبارت بود از « محدود و مشروط بودن ارادات سلطنت و دواير دولتى . . . به عدم تخطّى از حدود و قوانين موضوعه بر طبق مذهب رسمى آن مملكت . . . [ و ] آزادى هر ملّت هم - كه اساس مشروطيّت سلطنت ، مبتنى بر آن است - عبارت است از عدم مقهوريّتشان در تحت تحكّمات خودسرانهء سلطنت و بىمانعى در احقاق حقوق مشروعيهء ملّيه » . « 2 » 4 . گسترش ارزشهاى اسلامى و نهادينه شدن امر به معروف و نهى از منكر . با توجّه به تعريفى كه از مشروطه ذكر شد و با توجّه به آن كه « مذهب رسمى ايران ، همان دين قويم اسلام و طريقهء حقّه اثنى عشريّه . . . است ، پس حقيقت مشروطه و آزادى ايران ، عبارت » خواهد بود از « عدم تجاوز دولت و ملّت از قوانين منطبقه بر احكام خاصّه و عامّه » اى كه از فقه شيعه استفاده شده است . « 3 » در نتيجه ، عمل به احكام اجتماعى اسلام ، رسميّت خواهد يافت و مجلس شورا در نقش نهاد « آمر به معروف و ناهى از منكر » عمل به آن احكام را نظارت كرده ، ضمانت اجراى آنها را عهدهدار مىشود . مجتهد خراسانى ، در اوايل سلطنت احمد شاه قاجار ، سفارشها و اندرزهاى دهگانهاى را در قالب نامهاى نوشت كه حاكى از دغدغههاى او نسبت به مسائل حكومتى بود . « 4 » محتواى اين اندرزنامه را مىتوان در شش محور كلّى تبيين كرد : حكومتدارى بر مبناى اصول اسلامى ، گزينش كارگزاران و مشاوران سالم و كارآمد ،
--> ( 1 ) . انقلاب مشروطيت ايران ، ص 56 ( 2 ) . واقعات اتّفاقيه در روزگار ، ص 251 ( 3 ) . همان ( 4 ) . آقاى عبد الحسين مجيد كفايى - كه نامه را از مجلهء العرفان آورده - آن را خطاب به محمّد على شاه ذكر كرده است . امّا اين مطلب اشتباه است ؛ زيرا در قسمتى از مجلّهء الغرى ( از مجلات فارسىزبان حوزهء نجف كه در سال 1328 منتشر مىشد ) به تناسب مطلب ، از « لايحه ارشاديّهء تبريكيّه » كه آخوند براى احمد شاه فرستاده بود ، سخن به ميان آمده و بخشى از محتواى اندرزنامه ( اندرز هشتم و نهم ) ذكر شده است . ر . ك : مجلّهء الغرى ، مندرج در : حوزهء نجف و فلسفهء تجدّد در ايران ، موسى نجفى ، ص 264 و 265 ( مرگى در نور ، ص 176 - 182 )