مهدى مهريزى وهادى ربانى

81

شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى )

جدّى خراسانى بود كه اصل دوم متمّم قانون اساسى به تصويب رسيد . امّا اين امتياز اعطايى روشن‌فكران ، تقريباً به صفحهء كاغذ محدود ماند و بعدها از آن هم حذف شد ؛ به اين دليل كه مشروطه‌خواهان مىخواستند « امر معاش » خود را مطابق عقل و عرف روزگار خود ، تنظيم كنند و نه چيز ديگر . چنان‌كه يك بار وقتى دامنهء بحث ميان نمايندگان مجلس ، پيرامون تصويب مادهء قانونى ، بالا گرفت ، مستشار الدوله به صراحت ، منبع و روش مشروطه‌خواهان را در وضع قوانين ابراز كرد . او گفت : « ما بايد در فكر تصحيح عمل باشيم يا نباشيم ؟ اگر بايد در فكر باشيم ، لازم است از يك جايى اقتباس كنيم كه در اين امورات از روى تجربه كار كرده‌اند . تجربه چه چيز است : عطف به ماسبق . و بديهى است كه كارهاى سابق ما تمام خراب است . پس بايد اقتباس از آنها بكنيم كه خوب تجربه حاصل كرده‌اند » . « 1 » اقتباس و گرته‌بردارى مشروطه‌خواهان از مشروطهء غرب ، افزون‌تر از آن بود كه خراسانى فكر مىكرد . بر خلاف تصوّر او ، مشروطيّت نه بر اساس تنسّك به شرايع و اديان ، بلكه بر مبناى فهم جديدى از انسان تعريف مىشود ؛ فهمى كه بر « ذى حق » بودن انسان و استيفاى حقّ او تأكيد دارد و از اين حيث تفاوتى ميان انسان‌ها نمىبينند . پس دور نيست كه حاصل كار نيز چندان متفاوت نباشد و شباهت‌هاى ميان مشروطهء ايران و مشروطهء انگليس بسى بيش از نقاط افتراق آنها باشد . در مورد مشروعيت نيز اگر چه خراسانى نكته‌سنجى ارزنده‌اى دارد ، امّا تجربهء او

--> ( 1 ) . از مذاكرات مجلس شوراى ملّى در 23 صفر 1325 . روزنامهء مجلس ، مجتهد نام‌دار پايتخت را آشفته ساخت و سخنان شنيدنى بر زبان او جارى كرد : « من يك خواهشى دارم از شما و آن اين است كه هيچ وقت شخصاً عنوان نكنيد كه در فلان دولت همچو كرده‌اند ، ما هم بكنيم ؛ زيرا كه عوام ملتفت نيستند و به ما بر مىخورد و حال آن كه ما قوانين داريم و قرآن داريم . و نمىخواهم بگويم كه اسم نبريد ، اسم ببريد و بگوييد ، ليكن بشكافيد و معلوم شود كه اين كارى كه آنها كرده‌اند از روى حكمت بوده و از قوانين شرع ما اخذ كرده‌اند » . در پاسخ به بهبهانى ، يكى ديگر از نمايندگان مجلس ، به نام اسداللَّه ميرزا ، سخنان شنيدنىتر گفت : « بديهى است كه ما رجوع به تاريخ نماييم ، مىبينيم اين ممالك خارجه ، قوانين صحيحى كه دارند تمام از روى قرآن و قوانين شرع ما برداشته‌اند . كتبى كه دارند بنيان آنها بر قوانين شرع ما است »