مهدى مهريزى وهادى ربانى

76

شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى )

منكرات در آن ، از تفاوت ميان شريعت مسيح و اسلام ناشى مىشود . پس چه باك كه خراسانى از مشروطهء انگليس به نيكى ياد كند و در نامه‌اى كه به انجمن ايرانى لندن مىنويسد ، از ايرانيان مقيم انگلستان ، بخواهد كه « به شكرانه استراحتى كه در سايه مشروطيّت دولت بهيه دارند ، مصيبت‌زدگان ايران را فراموش ننمايند » . « 1 » مسئلهء ديگرى كه وجود داشت و مناقشات فراوان بر مىانگيخت ، دو اصل مهم مساوات و آزادى بود كه در قرائت خراسانى از مشروطيّت ، هر دوى اين اصول ، صبغه‌اى شريعت‌پسندانه مىيابند : اصل آزادى ، در حدّ آزادى در برابر استبداد سلطان جائر متوقّف مىماند . و اصل مساوات ، از مساوات در حقوق به مساوات در برابر حقوق ، تقليل مىيابد . « 2 » 2 . در مقام عمل نيز آخوند در همان دورهء كوتاه نشان داد كه نسبت به هر گونه تعرّض به احكام شريعت و دستگاه روحانيت هشيار است . اين هشيارى و حسّاسيت در مواردى چون آزادى مطبوعات ، حقوق زنان ، نظام قضايى جديد و مخالفت با برخى نمايندگان مجلس بروز يافت . به چند مورد اشاره مىكنيم : زمانى كه ميرزا حسن ، مدير روزنامهء حبل المتين ، در شمارهء ششم اين نشريه ، مقالهء « اذا فسد العالِم فسد العالَم » را منتشر كرد ، آشوبى به پا خاست . « 3 » مقالهء چاپ شده ، مضمون زهرآگينى داشت و با آن كه نويسنده از آخوند خراسانى به نيكى و بزرگى ياد كرده بود ، از ديگر روحانيان انتقادات سختى كرده بود . در پاسخ ، روحانيان در مجالس و منابر بناى ناسزاگويى گذاشتند و شكواييه‌هاى خود را روانهء نجف كردند . سرانجام تلگراف تندى از جانب آخوند آمد كه مجازات حبل المتين را مىطلبيد . تلگراف در حضور وزيران خوانده شد . روزنامه توقيف شد و ميرزا سيّد حسن در زندانى مخوف ، محبوس گرديد .

--> ( 1 ) . واقعات اتّفاقيه در روزگار ، ص 265 ( 2 ) . همان ، ص 251 ( 3 ) . براى مطالعهء متن كامل مقالهء حبل المتين ، ر . ك : تاريخ انقلاب مشروطيّت ايران ، ج 6 ، ص 1288