مهدى مهريزى وهادى ربانى
20
شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى )
حامد الگار نيز گزارشهاى مشابهى را ذكر كرده است . به طور مثال ، « طباطبايى در يكى از سخنرانىهاى خود استبداد قاجار را با استبداد بنى اميه كه امام حسين عليه السلام را به شهادت رساندند ، مقايسه كرد و بسيارى اين مقايسه را خالى از اغراق شمردند » . « 1 » عبارتهاى فوق ، بخشى از اعتراضات سياسى است كه البته جامعهء مذهبى دارند . اين اعتراضات ، با توجّه به سنّتى كه شيخ مرتضى انصارى در خصوص « مرجعيّت اعلم » استوار كرده بود ، البته بر مدار « نهاد مرجعيّت » متمركز شدند و چنين نهادى نيز از ميرزاى شيرازى تا شيخ محمّد حسين نائينى عمدتاً در اختيار شاگردان مكتب شيخ بود . پس از وفات شيخ انصارى ، با اندك وقفهاى كه نوعى تكثّر مراجع وجود داشت ، مرجعيّت متمركز به عهدهء ميرزاى شيرازى قرار گرفت . به هر حال ، در آستانهء جنبش تنباكو ، ميرزاى شيرازى بود كه منحصراً مخاطب نامههاى علماى بلاد ، سيّد جمال الدين اسدآبادى و قاطبهء مردم ايران بود . « 2 » وى همانند استاد خود ، شيخ انصارى ديدگاهى پرهيزآميز به سياست و قدرت سياسى داشت و ورود او به جنبش تنباكو به همين دليل و از باب ضرورت فتواى فقيه در باب عدم مشروعيت تصرّفات دولت در جان و مال مردم بود . فريدون آدميّت ، با استناد به گزارش شيخ حسن كربلايى ، مؤلّف رسالهء دخانيه ، اشاره مىكند كه « ميرزا » تعرّض به آن چه را از وظايف دولت باشد بيرون از تكليف خود مىشمرد . و از اين رو ، « در امور و مطالب مُلكى و نوعى دولت و مملكت را در آن حضرت نوبت و مجال تصوّر و خيال نبود ، چه اين كه بر اقدام برآيد . امّا « كثرت عرايض شكايتآميز » وى را بر آن داشت كه تا آن جا كه ممكن باشد اهتمام كند » . « 3 » اهتمام ميرزا در جستجوى پاسخى براى بحران ، سرانجام به صدور فتواى تحريم
--> ( 1 ) . دين و دولت در ايران ، ص 370 ( 2 ) . همان ، ص 313 ( 3 ) . شورش بر امتيازنامهء رژى ، ص 26 و 27