مهدى مهريزى وهادى ربانى
104
شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى )
از جمله آن كه آقاى ثبوّت از آقا بزرگ تهرانى نقل مىكند كه در گير و دار مبارزه با استبداد و كوشش براى استقرار مشروطه ، يكى از علماى مخالف مشروطه نزد آخوند رفته و تلاش مىكند كه ايشان را متقاعد به جدا شدن از مشروطهطلبان نمايد . او از آخوند سؤال مىكند كه آيا شما با اجراى قوانين شرع و حاكميت شريعت مخالفيد ؟ پس از آن كه آخوند با تعجّب جواب منفى داده بود ، آن عالم گفته بود : اگر مخالف نيستيد ، پس چرا از حكومت مشروعه طرفدارى نمىكنيد و حتى اقدامات مشروعهطلبان را تخطئه مىكنيد ؟ مرحوم آخوند در ضمن پاسخ بسيار مفصّل خود ، مىگويد : . . . چه فايدهاى دارد كه بىآن كه امكانات لازم براى تحقّق حاكميت شريعت موجود باشد ، اسم شريعت و مشروعه را بر روى حركتى بگذاريم و بعد هم مثل مشروعهطلبان فعلى ، هزار جور كار خلاف شرع بكنيم و شرع را در معرض بدترين اتّهامات قرار دهيم و مردم را در شرايطى بگذاريم كه نه فقط حسرت حكومتهاى غير مشروعه ، بلكه حسرت حكومتهاى كفر را بخورند و زبان حالشان اين شعر ابو عطاء سندى باشد : « يا ليت جور بنى مروان عادلنا / يا ليت عدل بنى العبّاس فى النار » و بگويند : « و ما جاء يوم