مهدى مهريزى وهادى ربانى

107

شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى )

روزگار ، مرحوم آخوند ، ابتدا « حركت پوليتيك » مىكند و با فرستادن نامه‌هاى مختلف به مجلس ايران و مسئولان حكومت وقت و نيز به دولت‌هاى روس و انگليس ، كوشش مىكند تا خاك مقدّس وطن اسلامى را از لوث وجود آنان تطهير كند ، و انقلاب مشروطه را كه با خون هزاران نفر شهيد آبيارى شده بود ، نجات دهد ، لكن اين همه مؤثّر واقع نمىشود . تا اين كه آن بزرگوار با ديگر فرزندان دل‌سوز اسلام در عراق ، تصميم مىگيرند كه تجهيز نيرو كرده و براى جهاد به ايران بيايند . لكن صبح‌گاه همان روزى كه انبوه جمعيّتى كه قرار بوده هم‌راه او باشند و در قرارگاه‌هاى تعيين شده آماده و منتظر ورود آخوند بودند ، آن مرد بزرگ بدون آن كه كسالت و ناراحتى پيشينى داشته باشد ، به قول نويسنده‌اى در « بين الطّلوعين 21 ذى الحجة الحرام سال 1329 گويا مسموماً از اين جهان درگذشت » . « 1 » حبيب اللَّه نوبخت كه ظاهراً خود يكى از شاهدان عينى قضيّهء حركت آخوند به ايران بوده است ، خاطرات خود را چنين تعريف كرده است : خاطره‌اى كه هيچ‌گاه از نظرم محو نمىشود اين است كه همين آخوند خراسانى تهيدست كه آن روز پيراهن نداشت ، اعلان جهاد داد و از قبايل عراق : منتفق ، بنى لام ، البومحمّد ، ربيعه ، تميم ، الميم ، عنزى ، شمر ، اقرح ، عك و بنى حسن ، جماعاتى بسيار يك‌باره قيام كردند . آن روزها آخوند ملا كاظم خراسانى چنين مانورى داد و عشاير عراق هزارها سوار و پياده با او هم‌راه و هم‌عنان شدند تا به جهاد بروند ؛ زيرا در آن زمان ، انگليس و روس پيمان بسته بودند و ايران را به دو منطقه نفوذ تقسيم كرده بودند . و آخوند حكم جهاد داد و سپاهى ساز كرد مگر با دشمن بجنگد . روزى كه از نجف حركت كرد و به جانب بغداد رهسپار بود ، من عبور او را

--> ( 1 ) . تدوين الاقاويل فى مشيخة اردبيل ، ص 22 .