الشيخ المفيد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

98

الجمل ( نبرد جمل ) ( فارسى )

همان است كه شيعه مىگويد و آن اينكه آنان به عمد با على ( ع ) مخالفت و ستيز كردند و انگيزه‌شان دشمنى و كينه‌توزى ، طمع رسيدن به امور دنيايى ، آرزوى فرماندهى و گشاده دستى بر مردم بوده است . طلحه و زبير همين كه از رسيدن به خلافت مأيوس شدند و دانستند كه امت مسلمان هيچ كس را با امير المؤمنين على ( ع ) برابر نمىداند و نظر مهاجران و انصار هم بر ايشان معلوم شد ، تصميم گرفتند پيش از همگان با او بيعت كنند و مىپنداشتند با اين كار در كار خلافت با على ( ع ) شريك خواهند شد ، ولى پس از اندكى انديشهء على ( ع ) براى آنان آشكار شد و دانستند كه نمىتوانند با او شريك در خلافت و عهده‌دار كارى باشند - و چون همان گونه كه گفتيم مهاجران و انصار و بنى هاشم و عموم مردم با على ( ع ) بيعت كردند و فقط تنى چند از اطرافيان شناخته‌شدهء عثمان كه از بيم جان و ترس از مؤمنان خود را مخفى كرده بودند با امير المؤمنين على ( ع ) بيعت نكردند - آن دو پيش على ( ع ) آمدند ؛ طلحه حكومت عراق و زبير حكومت شام را از آن حضرت براى خود مطالبه كردند و على ( ع ) از پذيرفتن اين تقاضاى آنان خوددارى كرد و هر چند آن دو اين موضوع را پيش‌بينى مىكردند ولى خشمگين برگشتند . دو سه روزى على ( ع ) را به حال خود گذاشتند و سپس براى بار دوم پيش او آمدند و اجازهء ورود خواستند كه به آنان اجازه داده شد . در آن هنگام على ( ع ) در حجرهء بالاى خانهء خود بود . آن دو بالا رفتند و پيش او نشستند و گفتند : اى امير المؤمنين ! شما مىدانيد كه در اين ايام ما در سختى و تنگدستى هستيم . اكنون پيش تو آمده‌ايم كه مالى به ما پرداخت كنى تا اوضاع خود را سر و سامان دهيم و تعهدات خود را بپردازيم . على ( ع ) فرمود : شما از مزرعه و نخلستان من در ينبع آگاهيد ؛ اگر بخواهيد مىنويسم آنچه از آن فراهم است به شما پرداخت شود . گفتند : ما را نيازى به اموال شخصى تو در ينبع نيست . فرمود : پس چه كنم ؟ گفتند : چيزى از بيت المال به ما بده كه نياز ما را برآورد و براى ما كافى باشد . « 1 » على فرمود : سبحان الله ! مرا در بيت المال چه اختيارى است كه از مسلمانان است و من گنجور و امين ايشانم . اگر مىخواهيد به منبر برويد و هر چه مىخواهيد بگوييد ، اگر اجازه دادند من همان گونه رفتار خواهم كرد و چگونه ممكن است پيش از آن

--> ( 1 ) طلحه و زبير هر دو بسيار ثروتمند بوده‌اند ؛ براى اطلاع نسبى از اين موضوع در كتابهاى تاريخ ، رجوع كنيد به نويرى ، نهاية الارب ، ترجمهء دكتر محمود مهدوى دامغانى ؛ ج 5 ، ص 159 و 166 ، كه ميراث زبير پنجاه و نه ميليون و هشتصد هزار درهم بوده است . م