الشيخ المفيد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

79

الجمل ( نبرد جمل ) ( فارسى )

آسمان برافراشت و گفت : به پيشگاه خداوند توبه مىكنم . پروردگارا ! من به سوى تو بازمىگردم و توبه مىكنم . امير المؤمنين على ( ع ) كسى را پيش آن قوم فرستاد و پيام داد كه عثمان توبه كرد و خود را از انجام آن كارها بيرون كشيد . ولى آنان همگى به مدينه آمدند و عمرو بن معدى كرب با گروه بسيارى به آنان پيوست و ايشان را بر ضد عثمان تحريك مىكرد و كارهاى ناپسندش را بر مىشمرد و اين ابيات را مىخواند : « چون كشته شويم و هيچ‌كس بر ما گريه نكند ، قريش مىگويند آرى سرنوشت چنين بود . شخص آزاده در تابستان از همهء اندامهايش خون جارى مىشود و فقط در تب و تاب آن با ما برابرى مىشود [ گرما در تابستان همه جا گسترده است و با ما در تب و تاب آن برابرى مىشود ] آرى در مورد ضربه‌هاى نفوذ كنندهء نيزه برابرى است ولى به هنگام عطاى دينارها برابرى نيست . » « 1 » از مهاجران طلحه و زبير و از انصار عموم ايشان به آن گروه پيوستند . امير المؤمنين على ( ع ) پيش آنان رفت و فرمود : اى گروه ! از خدا بترسيد ، شما را با اين مرد [ عثمان ] چه كار است ؟ مگر از آنچه خوش نمىداريد بازنگشته است ، مگر بر منبر آشكارا توبه نكرده است ؟ و همواره نسبت به آنان با مهربانى رفتار مىكرد و سخنان نرم مىگفت تا آنكه خشم و خروش ايشان فرو نشست . سپس اهالى مصر از على ( ع ) خواستند كه با عثمان ملاقات كند و بخواهد تا عبد الله بن سعد بن ابى سرح را از حكومت مصر بر كنار كند . مردم كوفه هم خواستند تا بركنارى سعيد بن عاص را از حكومت كوفه از عثمان بخواهد و مردم نهروان هم خواستند تا بركنارى ابن كريز را بخواهد ، و به عثمان تذكر دهد تا از كارهاى ناپسندى كه انجام مىداده است خوددارى كند . امير المؤمنين على ( ع ) پيش عثمان برگشت و چندان پافشارى كرد تا عثمان پيشنهادهاى آن قوم را پذيرفت و عهد و پيمان استوار بست . على ( ع ) پيش آن گروه برگشت و فرمود كه عثمان همهء خواسته‌هاى ايشان را

--> ( 1 ) عمرو بن معدى كرب در سال نهم هجرت مسلمان شد . پس از رحلت پيامبر ( ص ) مرتد گرديد و دوباره مسلمان شد و در سال 21 هجرت درگذشت ؛ شرح حالش به تفصيل در اغانى ، چاپ وزارة الثقافة مصر ؛ ج 15 ، ص 245 - 208 آمده است . دو بيت از ابيات بالا در همان كتاب ، ص 243 و عقد الفريد ؛ ج 2 ، ص 66 آمده است . م