الشيخ المفيد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

76

الجمل ( نبرد جمل ) ( فارسى )

كريز بن عامر « 1 » كه پسر عموى عثمان هم بود - شمرده مىشدند . اين ظاهر موضوع بود كه طلحه و زبير و عايشه مدعى خونخواهى عثمان بودند و حال آنكه بر طبق اخبار صحيح و با اندك تفكر و انديشه خلاف اين موضوع ثابت مىشود . مگر نمىبينى كه به اجماع مورخان و علماى سيره همين سه نفر خودشان از مهمترين عوامل خلع و محاصره و كشته شدن عثمان بوده‌اند و امير المؤمنين على ( ع ) همواره آنان را از اين كار بازمىداشت و براى جلوگيرى از ايشان و اصلاح كار عثمان چاره‌انديشى مىكرد ؟ با آنكه در اين باره بر على ( ع ) خرده مىگرفتند و اين كار او را ناپسند مىشمردند و كارهاى ناپسند و بدعتهاى عثمان را بازگو مىكردند . هر كس اين موضوع را انكار كند يا در موردى از آن ترديد نمايد ، يا بىاطلاع از تاريخ و ناآگاه از اخبار و آثار است و يا ستيزه‌جويى است كه به عمد انكار مىكند و در اين مورد با مخالفان نبايد جز با ديدهء انصاف و به شرط آگاه بودن از اخبار و درك محضر دانشمندان مباحثه كرد . و نيز با افرادى كه از روايات شناختى ندارند يا از آنها روىگردانند و فقط به جدل و ستيزه‌جويى مىپردازند و افراد عامى كه از اخبار غافلند و به خوشيها سرگرمند نبايد در اين مورد و امثال آن مباحثه كرد . بلكه بهتر است آنان با عالمان متخصص در اين باره ديدار كنند و از علم ايشان بهره‌مند شوند . انگيزه‌هاى قيام بر ضد عثمان اكنون به توفيق خداوند متعال مختصرى از اخبارى را كه دلالت بر آن دارد كه اعمال طلحه و زبير و عايشه - در روزگار عثمان - از مهمترين عوامل خلع و محاصرهء او و ريختن خونش بوده و فساد و تباهى ببار آورده است بيان مىكنيم . از جملهء اين اخبار ، خبرى است كه ابو حذيفه اسحاق بن بشر قرشى « 2 » آن را در كتاب خود به نام مقتل عثمان آورده است . او از بزرگان محدثان اهل سنت و از مخالفان شيعه است و به عقيدهء برخى از اهل سنت چون مطالبى بر خلاف نظر ايشان گفته است ، متهم است . ولى گمان دروغ گفتن بر او برده نمىشود و نمىتوان گفت آنچه

--> ( 1 ) نام اين شخص عبد الله بن عامر بن كريز است و به صورت فوق اشتباه است . اين شخص به نقل ابن اثير در اسد الغابه ؛ ج 3 ، ص 191 ، پسر خالهء عثمان است . براى اطلاع بيشتر دربارهء كارهاى ناپسند او به همان مأخذ مراجعه فرماييد . م ( 2 ) ابو حذيفه در گذشتهء 206 ه ق است . براى اطلاع از شرح حال او رجوع كنيد به تاريخ بغداد ، ج 6 ، ص 326 . م