الشيخ المفيد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

71

الجمل ( نبرد جمل ) ( فارسى )

و امامت او بر طبق اصول شيعيان و اصول مخالفان ما صحيح و ثابت است و در همين مقدار كفايت است خوددارى امير المؤمنين از پذيرفتن بيعت مردم از جمله كسانى كه چگونگى بيعت با امير المؤمنين على ( ع ) را نوشته‌اند ، ابو مخنف لوط بن يحيى ازدى است كه در كتاب خود دربارهء جنگ جمل از سيف بن عمر از محمد بن عبد الله بن سواده و طلحة بن الاعلم و دو پسر عثمان نقل مىكند كه پس از كشته شدن عثمان در مدينه غافقى بن حرب عكى به مدت پنج روز امير بود . و مردم در جستجوى كسى بودند كه تقاضاى آنان را براى قبول خلافت بپذيرد و كسى را نمىيافتند . « 1 » مصريها سراغ على ( ع ) را مىگرفتند و او خود را از ايشان پوشيده مىداشت و به نخلستانهاى مدينه پناه برده بود و پس از اينكه موفق شدند با او ملاقات كنند ، نپذيرفت . ابو مخنف مىگويد : اسحاق بن راشد از عبد الحميد بن عبد الرحمن از ابن اثرى نقل مىكند كه مىگفته است : آيا مىخواهى آنچه را به چشم خود ديده و به گوشم شنيده‌ام برايت نقل كنم ؟ و آن اين است كه كنار بيت المال در حضور مردم على ( ع ) به طلحه فرمود ، دست دراز كن تا با تو بيعت كنم . گفت : تو براى اين كار سزاوارتر از منى و آن مقدار از مردم كه براى بيعت با تو جمع شده‌اند براى من جمع نشده‌اند . على ( ع ) فرمود : ما از تو بيمناكيم ، طلحه گفت : از سوى من مترس كه به خدا سوگند از جانب من زيانى به تو نخواهد رسيد . « 2 » در اين هنگام عمار ياسر ، ابو الهيثم بن التيهان ، رفاعة بن ابى رافع ، مالك بن عجلان و ابو ايوب خالد بن زيد برخاستند و گفتند : اى على مىبينى كه كار به تباهى كشيده است و ديدى كه عثمان چه كرد و به سبب مخالفتش با قرآن و سنت بر سر او چه آمد . اكنون دست دراز كن تا با تو بيعت كنيم تا كار امت كه به تباهى كشيده است اصلاح شود . على ( ع ) نپذيرفت و فرمود : شما ديديد كه با من چگونه رفتار شد و انديشهء اين مردم را هم مىدانيد ، مرا به ايشان نيازى نيست . آنان روى به انصار كردند و گفتند : اى گروه ! شما انصار خدا

--> ( 1 ) در تاريخ طبرى ؛ ج 5 ، ص 103 و 155 و 156 و خلاصه‌تر ، در ترجمهء تاريخ بلعمى ، چاپ بنياد فرهنگ ، ص 144 و 145 ، آمده است . م ( 2 ) در تاريخ طبرى ؛ ج 5 ، ص 103 و 155 و 156 و خلاصه‌تر ، در ترجمهء تاريخ بلعمى ، چاپ بنياد فرهنگ ، ص 144 و 145 ، آمده است . م