الشيخ المفيد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
59
الجمل ( نبرد جمل ) ( فارسى )
نخعى ، عبد اللّه بن ارقم ، زيد بن الملفق ، سليمان بن صرد خزاعى ، قبيصه ، جابر ، عبد اللّه ، محمد بن بديل خزاعى ، عبد الرحمن بن عديس سلولى ، اويس قرنى ، هند جملى ، جندب ازدى ، اشعث بن سوار ، حكيم بن جبله ، رشيد هجرى و معقل بن قيس بن حنظله ، سويد بن حارث ، سعد بن مبشر ، عبد اللّه بن وال ، مالك بن ضمره ، حارث همدانى و حبة بن جويرهء عرنى و ديگر ، كسانى هستند كه به هنگام كشته شدن عثمان در مدينه بودند و همگى با كمال رضايت به پيشوايى امير المؤمنين تسليم شدند و با او بيعت كردند كه با هر كس جنگ كند ايشان هم جنگ كنند و با هر كس صلح كند ايشان هم صلح كنند ، و اينكه در يارى دادن او هرگز پشت به جنگ نكنند . و آنان در همهء جنگهاى امير المؤمنين همراهش بودند و حتى يك تن از ايشان از شركت در جنگ خوددارى نكرد . برخى از آنان در راه يارى دادن على ( ع ) شهيد شدند و برخى همچنان بر راه خود پايدار ماندند تا هنگامى كه على ( ع ) رحلت كرد و آنان كه پس از آن حضرت باقى ماندند همچنان بر ولايت او بودند و اعتقاد داشتند كه على ( ع ) براى امامت از همگان برتر بوده است . و چون بيعت با امير المؤمنين على ( ع ) بدين گونه بوده است كه گفتيم و اين عده كه صفات ايشان را بر شمرديم با كمال رضا و فرمانبردارى و اعتقاد با او بيعت كردهاند ؛ اعتراض معترضان در مورد شركت نكردن آن چند تن در جنگ ، يا خوددارى آنان از بيعت با على ( ع ) در خور اهميت نيست ، كه كمى شمارشان واضح شد و گفتيم مقصود ما اين است كه اغلب مهاجران و انصار با او بيعت كردهاند و بيعت نكردن آن چند تن - كه نام و شمار همهشان را ضبط كردهاند و شمار اندكى هستند ، و از كس ديگرى جز همانها نام برده نشده است - به ادعاى ما زيانى نمىرساند و سخن ما صحيح است كه عموم مهاجران و انصار و شركتكنندگان در جنگ بدر و بيعت رضوان ، و تابعان ، در مورد امامت على ( ع ) اتفاق داشتهاند ؛ همان گونه كه گفتيم و شرح داديم ، و منت خداى را . اجبار در بيعت اگر كسى اعتراض كند و بگويد : شما در احتجاج خود با مخالفان خويش در مورد بيعت على ( ع ) و اثبات آن و گمراهى مخالفان او و اينكه كسانى كه با او جنگ كردهاند از ايمان خارجند ؛ مدعى هستيد كه اصحاب پيامبر ( ص ) در كمال آزادى و