الشيخ المفيد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

54

الجمل ( نبرد جمل ) ( فارسى )

نبود كه اگر به او دسترسى پيدا كنند قصاص خواهد شد « 1 » و به اين سبب عبد الله بن عمر تن به اطاعت از امير المؤمنين على ( ع ) نداد و خشم او مانع شد كه آن حضرت را يارى دهد و در مورد لزوم جنگ با سركشان تجاهل كرد و مدعى شد كه در آن مسأله سرگردان است . در مورد انگيزه‌هاى اين قوم در يارى نكردن امير المؤمنين على ( ع ) همين مطالب از خود آن حضرت هم روايت شده است و اگر آن روايت صحيح باشد ، موجب تأكيد بيشتر است و اگر ثابت هم نشود كسى كه چنان اعتراضى مىكند نمىتواند از اهل علم و داراى فكر درست و زيركى باشد . بر فرض كه ما اين ادعاى مخالفان خود را بپذيريم كه سعد بن ابى وقاص ، محمد بن مسلمه ، اسامة بن زيد و عبد اللّه بن عمر به دليل كناره‌گيرى از يارى دادن امير المؤمنين در جنگ جمل از بيعت با آن حضرت امتناع داشته‌اند و علاوه بر اين چهار تن گروه ديگرى را هم كه آشكارا دشمنى خود را با على ( ع ) اظهار داشته‌اند بر آنان بيفزائيم ، نظير زيد بن ثابت ، حسان بن ثابت ، مروان بن حكم بن ابى العاص ، عبد اللّه بن زبير و فرزندان عثمان ؛ و جماعتى از بنى اميه كه روز كشته شدن عثمان و محاصرهء خانهء او آنجا بودند و همگى معروف به دشمنى با بنى هاشمند و چه در دوره جاهلى و چه بعد از اسلام با آن حضرت مخالفت كرده‌اند ، بازهم بنا بر اعتقاد مخالفان ما در مورد چگونگى عقد بيعت و امامت ، زيانى به امامت على ( ع ) نمىرساند و قبلا گفتيم كه حشويه و مرجئه و خوارج و معتزله ثابت شدن خلافت را با بيعت كردن آزادانهء تنى چند از اهل خرد كافى مىدانند و ما هم نمىخواهيم در مورد امامت على ( ع ) مدعى شويم كه تمام مسلمانان بر بيعت با او اجماع كرده‌اند ، بلكه به همان چيزى كه عقل حكم مىكند استناد مىكنيم كه بسيارى از اهل فضل و اجتهاد با على ( ع ) بيعت كرده‌اند و گروه بسيارى از مهاجران نخستين و بزرگان انصار

--> ( 1 ) براى اطلاع از چگونگى كشته شدن هرمزان و يكى از وابستگان سعد بن ابى وقاص به نام جفينه و دخترى از ابو لؤلؤة به دست عبيد اللّه بن عمر ، در منابع اهل سنت ، رجوع كنيد به ابن سعد ، طبقات ؛ ج 3 ، ص 259 و تاريخ طبرى ، ترجمهء ابو القاسم پاينده ؛ ص 2085 - 2083 . عبيد الله پس از به خلافت رسيدن امير المؤمنين على ( ع ) به شام گريخت و به معاويه پناه برد و در جنگ صفين با او بود و در همان جنگ كشته شد . در اين باره رجوع كنيد به نويرى ، نهاية الارب ، ترجمهء دكتر محمود مهدوى دامغانى ؛ ج 4 ، ص 336 - 334 . م