الشيخ المفيد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

27

الجمل ( نبرد جمل ) ( فارسى )

گروهى ديگر مىگويند : براى هيچ كس شايسته نيست كه در مورد اصحاب پيامبر ( ص ) و نزاع و اختلافى كه ميان آنان بروز كرده و منجر به كشتار يكديگر هم شده است سخنى بگويد و اظهار نظرى كند يا در آن باره بينديشد يا از آنان روىگردان شود و اگر بتواند كه چيزى از اين گونه اخبار را نشنود چنان كند ، زيرا اگر بر خلاف اين موضوع رفتار كند و به اخبار اختلاف ميان اصحاب گوش دهد و در آن مورد يك كلمه اظهار نظر كند و دربارهء ايشان قضاوت نادرستى كند كه موجب بدنامى شود ، با شرع مخالفت كرده و در دين بدعت آورده است و از آنچه پيامبر منع كرده‌اند - كه از گفتگو دربارهء آنچه ميان صحابه به زودى اتفاق خواهد افتاد بر حذر باشيد - پرهيز نكرده است . و پنداشته‌اند كه ذكر روايات سقيفه ، كشته شدن عثمان و جنگ جمل و صفين بدعت است و تأليف و تصنيف در آن باره گمراهى است و گوش دادن به چيزى از آن ، مايهء كسب گناهان است . اين گروه ، مردمى مستضعف از حشويه هستند كه بسيارى از عوام مردم مايل به اين گفتار ايشانند و آنان را مشاهده مىكنيم . كسانى هم كه متظاهر به زهد و پارسايى هستند و طالب سلامت و سكوتند و به اصطلاح مىخواهند زبان خود را نگه دارند به اين عقيده مردم را فرا مىخوانند و آنان به راستى از علم و اهل آن به دورند و در نادانى خود فرو رفته‌اند . گروهى ديگر از عامه كه در واقع از حشويه‌اند ولى خود را اهل نظر مىدانند و مدعى شناخت فقه هستند و خود را از صاحب‌نظران مىپندارند ، مىگويند : على بن - ابى طالب ( ع ) و كسانى از مهاجران و انصار و ديگر مردم كه پيرو آن حضرت بوده‌اند ، و عايشه و طلحه و زبير و همراهان ايشان با وجود اختلاف نظرى كه منجر به جنگ و كشتار و خونريزى و گردن زدن شده است ، همگى بر صواب بوده‌اند . زيرا موضوع اجتهاد در رهبران هر دو گروه يكسان بوده است و با ارتكاب اين اعمال هيچ‌يك از اطاعت خداوند بيرون نرفته‌اند و بر آن كار دست نزده‌اند مگر اينكه بر صواب و هدايت بوده‌اند و اگر با در نظر گرفتن اجتهاد آنان - كه ايشان را بر آن كار واداشته است - احتمال قصور هم داده شود ، از راه حق ناخودآگاه به گمراهى افتاده و خلاف هدايت و راه راست رفته‌اند . اين افراد مىپندارند كه هر دو گروه شركت‌كننده در جنگ جمل با آنكه