الشيخ المفيد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
251
الجمل ( نبرد جمل ) ( فارسى )
پرده از دل من برداشت و همراه امير المؤمنين جنگ كردم تا از آن فارغ و آسوده شد . ام سلمه گفت : آفرين بر تو ، چه نيكو رفتار كردى و من خود از پيامبر ( ص ) شنيدم كه مىفرمود : « همانا على با قرآن است و قرآن با على است و از يكديگر جدا نمىشوند تا كنار حوض كوثر درآيند . » « 1 » دربارهء شمار كشتگان در جنگ بصره روايات مختلف است و در برخى آمده است كه شمارشان بيست و پنج هزار بوده است . از عبد الله بن زبير هم روايت شاذى نقل شده كه شمار آنان پانزده هزار بوده است . شايد هم سخن ابن زبير صحيحتر باشد ولى از آنچه همهء اهل علم در اين باره گفتهاند فاصله دارد و نمىتوان آن را پذيرفت . اخبارى رسيده دربارهء كسانى كه در آن جنگ دست و پايشان جدا شده و بعد از آن جراحت مردهاند ، مشهور است كه شمارشان حدود چهارده هزار تن بوده است . « 2 » ابن عباس والى بصره از جمله مسائلى كه واقدى از قول رجال خود نقل مىكند اين است كه چون امير المؤمنين ( ع ) خواست از بصره برود ، عبد الله بن عباس را به حكومت آن شهر گماشت و او را سفارش كرد و اندرز داد و از جمله با او چنين فرمود : « اى ابن عباس ! بر تو باد بيم از خداوند و رعايت عدل نسبت به كسانى كه بر آنان ولايت دارى ؛ و بر مردم چهرهء گشوده داشته باش و مجلس خويش را بر آنان گشاده دار و بردبار باش و از خشم بر حذر باش كه سبك مغزى شيطان است ، و از هواى نفس بپرهيز كه تو را از راه حق بازمىدارد و بدان آنچه تو را به خداوند نزديك كند تو را از آتش دور كند و آنچه تو را از خدا دور مىكند به آتش نزديك مىسازد و خدا را بسيار ياد كن و از غافلان مباش . » « 3 » ابو مخنف لوط بن يحيى روايت مىكند كه چون امير المؤمنين ، ابن عباس را بر بصره گماشت براى مردم خطبه خواند و پس از حمد و ثناى خدا و درود بر
--> ( 1 ) تمام اين روايت از قول ابو ثابت در مستدرك الصحيحين حاكم نيشابورى ؛ ج 3 ، ص 124 ، آمده است . و براى اطلاع بيشتر ، رجوع كنيد به فضائل الخمسه ؛ ج 2 ، ص 112 . م ( 2 ) براى اطلاع بيشتر ، رجوع كنيد به تاريخ طبرى ، ترجمهء ابو القاسم پاينده ؛ ص 2471 . م ( 3 ) اين توصيه با اندك تفاوتى در نهج البلاغه ، چاپ فيض الاسلام ؛ ص 1071 و در الامامة و السياسة ابن قتيبه ؛ ج 1 ، ص 79 ، آمده است . م