الشيخ المفيد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
241
الجمل ( نبرد جمل ) ( فارسى )
طلحه و زبير را در بصره ديدم كه گروهى از مردم بصره و از جمله مرا دعوت كردند و همراه آن دو به بيت المال رفتيم و همين كه چشم ايشان به اموال افتاد ، گفتند : اين همان چيزى است كه خدا و پيامبرش به ما وعده دادهاند و سپس اين آيه را خواندند : « خداوند به شما وعدهء غنيمتهاى بسيار داده است كه در اين يك براى شما تعجيل كرد » « 1 » و گفتند ما سزاوارتر از هر كسى به اين امواليم . پس از اينكه سرانجام كار آنان چنان شد ، على بن ابى طالب ( ع ) ما را دعوت كرد و همراه او وارد بيت المال شديم و همين كه چشمش به آن اموال افتاد ، دست بر هم زد و فرمود : كس ديگرى غير از مرا بفريب ؛ و آن را به تساوى ميان ياران خود قسمت كرد و فقط پانصد درهم باقى ماند كه همان را سهم خويش قرار داد ، و در اين هنگام مردى آمد و گفت نام من از دفتر تو حذف شده است ، و فرمود : آن را برگردانيد ، به او برگردانيد و سپس گفت : سپاس خداوند را كه چيزى از اين [ مال ] را به من نرساند و آن را براى مسلمانان فراوان كرد . خطبهء على پس از تقسيم اموال واقدى روايت مىكند كه چون امير المؤمنين از تقسيم آن مال آسوده شد براى خطبه برخاست و پس از حمد و ثناى خداوند چنين گفت : اى مردم ! من خداى را بر نعمتهايش مىستايم ، طلحه و زبير كشته شدند و عايشه گريخت و به خدا سوگند اگر عايشه حق را جستجو مىكرد و باطل را خوار و زبون مىداشت او را در خانهء خود مسكن و مأوى مىبود و خداوند بر او جهاد را واجب نكرده است و نخستين خطاى او گام برداشتن به زيان خودش بود و به خدا سوگند هرگز بر اين قوم شومتر از ناقهء صالح نمىبود و دشمن شما از آنچه خداوند انجام داد بر كينهء خود افزوده است و شيطان هم بر سركشى و طغيان ايشان افزوده است و آنان در حالى كه بر باطل بودند آمدند و در حالى كه ستمگر بودند برگشتند . همانا برادران مؤمن شما در راه خدا جهاد كردند و ايمان آوردند و اميد به آمرزش خدا دارند و به هر حال ما برحقيم و آنان بر باطلند و خداوند ما و ايشان را روز رستاخيز جمع خواهد كرد و از خداوند براى خود و شما آمرزش مىخواهم .
--> ( 1 ) بخشى از آيهء 20 سورهء چهل و هشتم ( فتح ) . م