الشيخ المفيد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
196
الجمل ( نبرد جمل ) ( فارسى )
عبد الرحمن بن حارث بن هشام و حباب بن يزيد و بر سواران قبيلهء قيس غيلان ، مجاشع بن مسعود و بر پيادگانشان ، جابر بن نعمان باهلى و بر سواران قبيلهء رباب ، عمر بن سيرى و بر پيادگانشان ، خرشنة بن عمرو عتبى و بر افراد قبيلهء ثقيف ، عبد الله بن عامر بن كريز و بر مردم مدينه كه همراه آنان شده بودند ، عبد الله بن خلف خزاعى و بر پيادگان قبيلهء مذحج ، ربيع بن زياد حارثى و بر پيادگان قبيلهء قضاعه ، عبد الله بن جابر راسبى و بر مردم قبيلهء ربيعه كه به آنان پيوسته بودند ، مالك بن مسمع « 1 » را به فرماندهى برگماشتند و چون ترتيب لشكر پايان يافت هر دو گروه روياروى شدند و سخنرانان ايشان شروع به تحريك و ترغيب مردم به جنگ كردند . خطبهء ابن زبير عبد الله بن زبير ميان لشكرگاه خود برخاست و پس از حمد و ثناى خداوند گفت : اى مردم ! اين گروه اندك و فرومايه ، نخست عثمان را در مدينه كشتند و اينك آمدهاند تا كار شما را در بصره پراكنده سازند و حكومت مردم را با زور غصب كردهاند . اينك آيا حاضر نيستيد خليفهء مظلوم خود را يارى دهيد ؟ آيا از حريم مباح خود دفاع نمىكنيد ؟ آيا از خدا نمىترسيد كه خود را تسليم كنيد ؟ آيا حاضريد و راضى هستيد به اينكه مردم كوفه وارد سرزمين شما شوند ؟ اكنون به خشم آييد كه بر شما خشم گرفته شده و جنگ كنيد كه با شما اعلان جنگ شده است . على حاضر نيست تصور كند در خلافت هيچ كس ديگر غير از او را حق اظهار نظر است
--> ( 1 ) از خاندان بكر بن وائل است . پدرش مسمع به حضور پيامبر آمد و در سال نهم مسلمان شد ولى بعد مرتد شد و در بحرين او را به قصاص سگى از قبيلهء عبد القيس كه كشته بود ، كشتند و اين موضوع در الحيوان جاحظ ؛ ص 130 ، ج 1 ، آمده است . مالك ميان قوم خويش مورد احترام بود . در المعارف ابن قتيبه ؛ ص 184 ، آمده است كه هرگاه خشم مىگرفت صد هزار شمشيرزن هم به خاطر او خشم مىگرفتند و در تاريخ طبرى ؛ ج 7 ، ص 168 ، آمده است كه از طرفداران عثمان بود و بعد هم به معاويه پيوست و ابن اثير در كامل التواريخ ؛ ج 4 ، ص 112 مىگويد در جنگ صفين همراه معاويه بوده است و در اغانى ؛ ج 9 ، ص 35 آمده است كه پس از جنگ جمل مروان بن حكم به مالك پناهنده شد و امير المؤمنين على ( ع ) مروان را از او مطالبه كرد ، تسليم نكرد تا آنكه گروگانى گرفت و آن را به ابو حفصه ، آزاد كردهء مروان داد و گفت اگر براى مروان حادثهاى رخ داد گروگان را براى خود بردار .