الشيخ المفيد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

194

الجمل ( نبرد جمل ) ( فارسى )

معمر سدوسى و بر سواران قبيلهء عبد القيس كه ساكن بصره بودند ، منذر بن جارود عبدى و بر سواران قبيلهء اسد ، قبيصة بن جابر اسدى و بر پيادگان ايشان عكبر بن وائل اسدى را برگماشت ، او كسى است كه در جنگ جمل ، محمد پسر طلحه را كشت . بر سواران تميمى كوفه ، عمير بن عطارد و بر پيادگان ايشان ، معقل بن قيس را گماشت ، و او كسى است كه بنى ناجيه را اسير كرد . بر سواران كوفه كه از قبيلهء قيس غيلان بودند ، عبد الله بن طفيل بكالى و بر پيادگانشان ، قرة بن نوفل اشجعى - صاحب نخيله - و بر سواران خاندانهاى قريش و كنانه ، هاشم بن عتبة بن ابى وقاص - معروف به مرقال - و بر پيادگان ايشان هاشم بن هاشم و بر سواران تميمى بصره كه به امير المؤمنين پيوسته بودند ، جارية بن قدامه سعدى و بر پيادگان ايشان ، اعين بن ضبيعه گماشته شدند و مجموع سواران و پيادگان كه در آن روز در لشكرگاه على ( ع ) بودند به شانزده هزار تن مىرسيد . و چون به طلحه و زبير خبر رسيد كه امير المؤمنين ( ع ) لشكرهاى خود را آراسته و مرتب ساخته است و يقين پيدا كردند كه رفتار على ( ع ) جدى است و او قصد جنگ دارد ، آنها نيز براى آماده شدن اقدام كردند . مردم بصره در مورد آنان اختلاف نظر داشتند ؛ احنف بن قيس همراه قبيلهء بنى سعد كناره‌گيرى كرد و آنان مىپنداشتند با آنان همراه خواهد بود و اين تصورشان باطل شد . از سوى ديگر چون كعب بن سور قاضى از همراهى با طلحه و زبير خوددارى كرده بود ، قبيلهء ازد هم خود را كنار مىكشيدند زيرا كعب بن سور سالار ايشان بود و بر آنان و ديگر يمنىهاى مقيم بصره سرورى داشت . طلحه و زبير فرستادگانى پيش او فرستادند و از او تقاضاى يارى و شركت در جنگ كردند . او نپذيرفت و گفت : من از هر دو گروه كناره‌گيرى مىكنم . آن دو انديشيدند كه اگر كعب كناره‌گيرى كند ، تمام قبيله ازد كنار خواهند رفت و ما از او بىنياز نيستيم ، اين بود كه هر دو به خانهء كعب رفتند و اجازه خواستند ، ولى او اجازه نداد و چهره پنهان كرد . طلحه و زبير پيش عايشه رفتند و موضوع را به او گفتند و از او خواستند به خانهء كعب برود ، عايشه نپذيرفت و كسى را فرستاد و تقاضا كرد تا او به حضورش بيايد ، ولى كعب پاسخ داد مرا از اين كار معاف دار . طلحه و زبير به عايشه گفتند : اى مادر ! اگر كعب از يارى ما خوددارى كند ، تمام قبيله ازد كه مهمترين قبيله بصره است از يارى دادن ما خوددارى خواهد