الشيخ المفيد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

163

الجمل ( نبرد جمل ) ( فارسى )

و خروج كردند و براى سفلگان چنين توهمى پيش آوردند كه خون عثمان را مطالبه مىكنند و حال آنكه خون عثمان بر گردن آن دو مىباشد و بايد از آن دو خونخواهى شود و چه ادعاى زيان‌آور و بىنتيجه‌اى طرح مىكنند ! به خدا سوگند كه آن دو در گمراهى و نادانى كور و كر افتاده‌اند و شيطان گروه خود را براى آنان آماده ساخته و سواران و پيادگان خويش را در اختيار آنان نهاده است تا ستم و باطل را برگرداند و جايگزين كند . در اين هنگام دستهاى خود را بلند كرد و عرضه داشت : پروردگارا ! همانا طلحه و زبير از من بريدند و بر من ستم كردند و بيعت مرا شكستند . خدايا ! خودت گرهى را كه آنان زده‌اند بگشا و آنچه را پيوسته و استوار كرده‌اند از هم گسيخته كن و هرگز آن دو را ميامرز و سرانجام بد را در آنچه كرده‌اند و به آن اميد بسته‌اند به ايشان بنماى . مالك اشتر - كه خداى از او خشنود باد - برخاست و گفت : اى امير المؤمنين كار را بر خود آسان بگير به خدا سوگند موضوع طلحه و زبير كار مشكلى نيست و براى ما پيچيده و دشوار نمىباشد . آن دو نخست با اختيار در اين بيعت در آمدند و سپس بدون اينكه ما ستمى كرده يا بدعتى در اسلام پديد آورده باشيم از ما جدا شدند و سپس به فتنه‌انگيزى روى آوردند و در اين كار ستمكار و سرگردانند . نه دليل قابل توجهى دارند و نه نشانه‌اى از آنچه مدعى هستند . اكنون نيز جامهء ننگ پوشيده و به نابودى ديار مسلمانان همت گماشته‌اند . اگر مىپندارند كه عثمان مظلوم كشته شده است بايد خاندان عثمان ، نخست آن دو را قصاص كنند و از ايشان انتقام بگيرند و من گواهى مىدهم آن دو او را كشتند و اى امير المؤمنين ! خدا را گواه مىگيرم كه اگر آن دو به اين بيعت كه از آن بيرون رفته‌اند برنگردند و به فرمانبردارى از تو بازنيايند و چون گذشته نشوند ، آن دو را نيز به عثمان ملحق خواهيم كرد . سخنان ابو التيهان در اين هنگام ابو الهيثم بن التيهان « 1 » - كه خدايش رحمت كناد - برخاست و

--> ( 1 ) مالك بن يلى كه بيشتر به كنيهء خود معروف است از نخستين انصارى است كه در مكه به حضور پيامبر رسيد و مسلمان شد و از اصحاب بيعت عقبه و يكى از نقيبان دوازده‌گانهء انصار است ، رجوع كنيد به ابن سعد ، طبقات ؛ ج 3 ، بخش دوم ، ص 21 و اسد الغابه ؛ ج 5 ، ص 318 . م