الشيخ المفيد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
151
الجمل ( نبرد جمل ) ( فارسى )
و كنج خانههاى خود بنشينيد ؛ قريش را به حال خود واگذاريد كه آنان چيزى نخواستند جز بيرون آمدن از سراى هجرت [ مدينه ] و دورى از اهل علم و سرگرم كار حكومتند . بگذاريد خودشان اين شكاف و رخنه را ترميم كنند و هر چه كنند به خود خواهند كرد . هيچ دستى انگشت خود را نخواهد بريد . شما نسبت به من نيكخواه باشيد و به من خيانت مكنيد تا دين و دنياى شما سلامت ماند و در اين فتنه هر كس ستم كرده و آن را برانگيخته است بدبخت شود . » « 1 » برخاستن زيد و يارانش در اين هنگام زيد بن صوحان كه دستش در جنگ جلولاء قطع شده بود برخاست و گفت : اى ابو موسى ! چنان است كه گويى مىخواهى رود فرات را از حركت بازدارى ؟ يقين داشته باش به سرچشمهء خويش بر نمىگردد . اگر آن كار را بتوانى انجامى دهى اين را هم خواهى توانست . كجايى ؟ واى بر تو ! « الم ، آيا مردم چنين پنداشتند كه به صرف اينكه گفتند ما به خدا ايمان آورديم ، رهاشان مىكنند و امتحان نمىشوند . » « 2 » سپس گفت : اى مردم ! به سوى امير المؤمنين حركت كنيد و سخن اين پسر سالار پيامبران را بشنويد و اطاعت كنيد و همگان به سوى او رويد تا به حق و هدايت برسيد و دست يابيد . به خدا سوگند ! من شما را پند دادم و براى شما خيرخواهى كردم . از انديشه و رأى من پيروى كنيد تا رستگار و هدايت شويد . سپس ، عبد خير خولانى برخاست و گفت : اى ابو موسى ! به من خبر بده كه - آنچنان كه مىدانى و به تو خبر رسيده است - آيا اين دو مرد ( طلحه و زبير ) با على بيعت كردهاند ؟ گفت : آرى . عبد خير پرسيد : آيا على بدعتى آورده است كه گسستن بيعت او لازم باشد همچنان كه بيعت عثمان گسسته شد ؟ گفت : نمىدانم . عبد خير گفت : نمىخواهى بدانى . ما تو را رها نمىكنيم تا بدانى . وانگهى اى ابو موسى ! به من خبر بده آيا هيچ كس از مسلمانان را بيرون از اين فتنه مىبينى ؟ فتنهاى كه آن را گره كور مىپندارى و از آن بر حذر مىدارى ؟ مگر نمىدانى كه مردم هم اكنون چهار
--> ( 1 ) براى اطلاع بيشتر از اين گونه گفتار ابو موسى ، رجوع كنيد به اخبار الطوال ، ترجمهء دكتر محمود مهدوى دامغانى ؛ ص 181 و ابن ابى الحديد ، شرح نهج البلاغه ؛ ج 14 ، ص 15 . م ( 2 ) آيهء 1 و 2 سورهء بيست و نهم ( عنكبوت ) . م