الشيخ المفيد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

134

الجمل ( نبرد جمل ) ( فارسى )

اعتقادى درست نيست و به هيچ روى حجت نمىباشد . او در نظم و نثر خود از روش همان شاعرانى پيروى كرده است كه از بديها و گناهان اجتناب نمىكنند و به لغزشهاى خود اعتنايى ندارند و بر هر كارى قدم مىنهند و خداوند متعال در آيات 226 - 224 سورهء بيست و ششم ( الشعراء ) آنان را چنين توصيف كرده است : « شاعران را مردم گمراه پيروى مىكنند . آيا نمىبينى كه در هر وادى سرگشته‌اند و سخنانى مىگويند كه خود عمل نمىكنند ؟ » از اين گذشته عثمان را بر حسان ، حق نعمت و احسان بوده است و حسان سپاسگزار نعمت او بوده و از آن گروه نبوده است كه به تقوى و صلاح برگردد و پرهيزكارى او را از ادعاهاى ياوه‌اش بازدارد ، و اعتماد به گفتار حسان و امثال او در تعريض به امير المؤمنين على ( ع ) و استفاده از آن براى شوراندن مردم عليه آن حضرت و فريب دادن مردم به آن وسيله ، در پيشگاه خداوند و ترازوى عمل ، مايهء زيان است ، و از خداوند بايد يارى خواست . فتنهء جمل در اين فصل ، نخست از آغاز اين جنگ و چگونگى اجتماع ايشان براى فراهم ساختن مقدمات آن و اخبار متواتر و پيوسته‌اى كه رسيده است ، سخن مىگوييم . قبلا دربارهء علل و انگيزه‌هاى آن گفتيم و براهين روشنى را كه بر طبق مذهب صحيح در اين مورد دربارهء ابطال شبهات گمراهان داشتيم عرضه كرديم و اكنون چگونگى آغاز آن و رايزنى آنان را طبق اخبار مورد قبول و مشهور ميان دانشمندان بررسى مىكنيم . همين كه بيعت با امير المؤمنين على ( ع ) صورت گرفت و همهء بنى هاشم و سران و بزرگان مهاجر و انصار و تابعان در اطاعت از او هماهنگ شدند و طلحه و زبير از آنچه اميد بسته بودند - كه پس از قتل عثمان با يكى از ايشان بيعت صورت خواهد گرفت - نوميد گرديدند و براى عايشه ، دختر ابو بكر ، هم معلوم شد كه بيعت با امير المؤمنين ( ع ) صورت گرفته است و مردم از طلحه و زبير برگشته و بر خلافت على متفق شده‌اند و پس از آنكه طلحه و زبير دانستند كه نه تنها به آرزوى خود نرسيده‌اند بلكه ديگر در مدينه مقامى ندارند و كارگزاران عثمان هم دانستند كه امير المؤمنين على ( ع ) آنان را در مقام خود و اميرى ولايات باقى نخواهد گذاشت و