الشيخ المفيد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

107

الجمل ( نبرد جمل ) ( فارسى )

از مسلمانان كفايت شد . « 1 » چون مردم كوفه براى شكايت از وليد بن عقبة بن ابى معيط به مدينه آمدند و گواهى دادند كه او ميگسارى كرده و در حالى كه مست بوده است نماز صبح را با مردم گزارده و سپس در محراب استفراغ كرده و همان جا خوابيده است تا او را از محراب بيرون برده‌اند و به جاى تلاوت قرآن در نماز ، شعر مشهورى را خوانده است ؛ عثمان بر گواهان خشم گرفت و به ايشان تغير كرد و فرمان به زدن آنان داد و آنان به حضور على ( ع ) رفتند و شكايت بردند و گفتند كه از عثمان بر سر آنان چه آمده است . امير المؤمنين على ( ع ) همان دم برخاست و به خانهء عثمان رفت . چون چشم عثمان بر او افتاد ، پرسيد : چه شده است اى پسر ابو طالب ! مگر حادثه‌اى رخ داده است ؟ فرمود : آرى ، حادثه‌اى بس بزرگ ؛ پرسيد : چه حادثه‌اى ؟ فرمود : اجراى حدود معطل شده و گواهان مضروب شده‌اند . عثمان گفت : عقيدهء تو چيست ؟ فرمود : چنين صلاح مىبينم كه اين برادرت را از حكومت كوفه عزل كنى و او را فراخوانى و حد بر او برپا سازى . گفت : باشد ، در اين باره مىانديشم . « 2 » و چون بدعتهاى عثمان بسيار و اعتراض ابو ذر بر او شديد شد ، روزى ابو ذر به خانهء عثمان رفت و ديد گروهى پيش او نشسته و او را ستايش مىكنند و به چيزهايى كه در او نيست و اباطيل است ، او را مىستايند . ابو ذر مشتى خاك بر گرفت و به چهره‌هاى آنان پاشاند . عثمان گفت : واى بر تو ! اين چه كارى است كه به چهرهء مسلمانان خاك مىپاشى ؟ ابو ذر گفت : من كارى جز آنچه رسول خدا ( ص ) به انجام آن فرمان داده است نكردم ، زيرا فرموده است : هرگاه ستايشگران را ديديد خاك بر چهره‌شان بپاشيد . و من ديدم اين گروه با ياوه‌سرايى مىخواهند خود را به تو نزديك سازند و تو را با آنچه كه در تو نيست مىستايند . عثمان گفت : دروغ مىگويى و در همان حال كه مشغول تكذيب كردن ابو ذر و خشونت نسبت به او بود ، امير المؤمنين على ( ع ) وارد شد . عثمان گفت : اى على ! مىبينى كه اين دروغگو ( ابو ذر ) چگونه به رسول خدا دروغ مىبندد ؟ على ( ع ) فرمود : او را همچون مؤمن آل فرعون بدان كه خداوند متعال فرموده است : « اگر دروغگوست دروغش بر عهده و بر زيان خود اوست ولى اگر راستگو باشد ممكن است برخى از وعيدهايى كه مىدهد به شما

--> ( 1 ) براى اطلاع بيشتر رجوع كنيد به اخبار الطوال ، ترجمهء دكتر محمود مهدوى دامغانى ، نشر نى ، تهران ، چاپ 1364 ؛ ص 220 . م ( 2 ) رجوع كنيد به تاريخ يعقوبى ؛ ج 2 ، ص 165 . م