الشيخ الصدوق ( مترجم : بندرريگى )
203
ثواب الأعمال وعقاب الأعمال ( فارسى )
را خرج كرده و به طرف قبر او حركت كردند . به همين جهت از جانب ما آنان را با رضايتت پاداش ده ؛ در شب و روز آنان را حفظ كن و هنگامى كه آنان نزد زن و فرزند خود نيستند ، تو خود جانشين آنان در ميان خانوادههايشان باش ؛ از آنان حفاظت نما و شر هر گردنكش مخالف حق و هر مخلوق قوى يا ضعيف و هر شيطان انسى و جنّى را از سر آنان كم كن و بالاترين پاداشى را كه بخاطر غربت از وطنهايشان و برگزيدن ما بر فرزندان و خانواده و نزديكان خود ، آرزو دارند به آنان عطا فرما . خداوندا ! همانا دشمنان ما بخاطر اين عمل آنها را عيب مىكنند ولى عيب كردن دشمنان نتوانسته است مانع اقبال آنها به ما شود و با وجود مخالفت دشمنان اين عمل را انجام مىدهند . پس به اين چهرههايى كه آفتاب آن را تغيير داده ، رحم نما و به اين رخسارهايى كه بر قبر امام حسين گذاشته مىشود و به اين چشمانى كه بخاطر ما گريان شده و به اين دلهايى كه براى ما بىطاقت شده و براى ما سوخته و به اين فريادهايى كه براى ما كشيده مىشود ، رحم كن . خداوندا ! اين جانها و اين بدنها را به تو سپردم تا روز تشنگى آنها را از حوض كوثر سيراب نمايى » . و آن حضرت عليه السّلام پيوسته اين دعا را در حال سجده مىخواند . هنگامى كه نماز و دعاى آن حضرت عليه السّلام تمام شد ، به او عرض كردم : فدايت شوم اگر اين دعايى كه من از شما شنيدم در بارهء كسى بود كه اصلا خدا را نمىشناخت ، همانا گمان مىكردم كه آتش هيچ گاه هيچ جاى او را نمىسوزاند . به خدا سوگند آرزو كردم كه همانا او را زيارت كرده و به حج نرفته بودم . آن حضرت عليه السّلام فرمودند : شما كه خيلى به قبر او نزديك هستى چرا به زيارت او نمىروى و آن را ترك كردهاى اى معاويه ! عرض كردم : فدايت گردم نمىدانستم اين كار اين قدر مهم است . آن حضرت عليه السّلام فرمودند : كسانى كه در آسمان براى زائرانش دعا مىكنند ، بيشتر از كسانى هستند كه در زمين براى آنان دعا مىكنند . اين كار را از ترس هيچ كسى ترك نكن . زيرا كسى كه آن را از ترس ترك كند ، آن قدر حسرت خواهد خورد كه دوست خواهد داشت قبرش در دستش مىبود . آيا دوست ندارى كه خداوند تو و سياهى تو را در ميان كسانى ببيند كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم براى آنها دعا مىنمايد ؟ آيا دوست ندارى فردا در ميان كسانى باشى كه فرشتگان با آنان دست مىدهند ؟ آيا نمىخواهى فردا از كسانى باشى كه مىآيند و گناهى ندارند تا بخاطر آن مجازات شوند ؟