الشيخ الصدوق ( مترجم : مجاهدى )
66
ثواب الأعمال وعقاب الأعمال ( پاداش نيكيها و كيفر گناهان ) ( فارسى )
( 1 ) 1 - عبد الرّحمن بن كثير از امام صادق عليه السّلام نقل كرده است كه : روزى امير المؤمنين على عليه السّلام با پسرش محمّد بن حنفيّه نشسته بود ، به او فرمود : اى محمّد ! ظرف آبى بياور تا براى نماز وضو سازم . محمّد ظرف آبى آورد ، و حضرت با دست راست ( ظرف آب را برداشت ) و بر كف دست چپش آب ريخت و فرمود : بنام خدا ، و ستايش از آن خداوندى است كه آب را پاك و پاكيزه قرار داد و ناپاكش نساخت . و سپس استنجا فرمود ( جاى بول يا غايط را شست ) و گفت : خدايا ! دامان مرا از آلودگى حفظ كن ( آلوده دامانم مخواه ) و از عفافش برخوردار ساز ، و عورت مرا بپوشان ، و مرا بر آتش ( قهر خود ) حرام گردان . سپس آب را در دهانش گرداند و گفت : خداوندا ! حجّت مرا به من تعليم كن در آن روزى كه تو را ملاقات مىكنم ، و زبانم را به ذكر ( و شكر خود ) گويا گردان . سپس با بينى آب را بالا كشيد و گفت : بار الها ! مرا از نسيم بهشت محروم مساز ، و مرا در زمرهء كسانى قرار ده كه از بوى خوش و راحتى و گلهاى شكوفا و عطر ( بهشت ) بهرهمند خواهند شد . سپس آن حضرت ، صورت خود را شست و گفت : خدايا ! در آن روزى كه صورتها سياه مىشوند رو سپيد گردان ، و مرا رو سياه مگردان در آن روزى كه صورتها سپيد مىشوند . سپس آن حضرت ، دست راست خود را شست و گفت : خداوندا ! نامهء اعمال مرا در دست راستم قرار ده ، و جواز جاودانه زيستن در بهشت را به دست چپم بسپار ، و به هنگام حسابرسى اعمال بر من آسان گير .