الشيخ الصدوق ( مترجم : مجاهدى )

659

ثواب الأعمال وعقاب الأعمال ( پاداش نيكيها و كيفر گناهان ) ( فارسى )

( 1 ) 1 - عمرو بن قيس مشرقى نقل كرده است كه : همراه با پسر عمويم به خدمت امام حسين عليه السّلام در قصر بنى مقاتل شرفياب شديم ، پس از عرض سلام پسر عمويم به امام عليه السّلام عرض كرد : يا ابا عبد اللَّه ! اين اثر خضاب است يا خود موى شماست ( كه سياه مانده است ) ؟ ! فرمود : اين ( اثر ) خضاب است ، و پيرى ( خيلى ) زود به سراغ ما بنى هاشم مىآيد . آنگاه رو كرد به جانب ما و فرمود : براى يارى من آمده‌ايد ؟ عرض كردم : من ، مرد سالخورده‌اى هستم و بدهى زيادى دارم و افراد تحت تكفّل من ( هم ) بسيارند ، و كالاهاى مردم ( به رسم امانت ) نزد من است ، و دوست ندارم امانت را ضايع سازم . و نمىدانم كه چه خواهد شد ؟ ! راوى مىگويد كه : پسر عموى من نيز پاسخى همانند پاسخ من اظهار كرد ! امام عليه السّلام به ما فرمود : ( برخيزيد و از اينجا ) برويد تا فرياد دادخواهى ما را نشنويد ، و سياهى جمعيّت ما را نبينيد ، زيرا كسى كه فرياد دادخواهى ما را بشنود و جمعيت ما را ببيند ولى دعوت ما را نپذيرد و به يارى ما نشتابد بر خداست كه او را با صورت در آتش دوزخ بيفكند .