الشيخ الصدوق ( مترجم : مجاهدى )

629

ثواب الأعمال وعقاب الأعمال ( پاداش نيكيها و كيفر گناهان ) ( فارسى )

اين شكنجه ) به وا ويلا بلند است ، و برخى از اهل جهنم به برخى ديگر مىگويند : اين چهار گروه مگر چه كرده‌اند كه با همهء عذابى كه ما مىبينيم ، ( باز ) از عذاب آنان در شكنجه‌ايم ؟ ! مردى از آنان ، در تابوتى از گدازه‌هاى آتش ، آويزان است ؛ و ديگر ، روده‌هايش ( از شكم ) بيرون ريخته و آن را با خود مىكشد ؛ و سومى از دهانش خون و جراحت بيرون مىزند ؛ و چهارمى از گوشت بدن خود مىخورد . سپس به آن كه در تابوت آتشين است گفته مىشود : داستان اين به دور مانده از رحمت حق چيست كه ما را با تمام عذابى كه مىكشيم ، آزار مىدهد ؟ ! در جواب مىگويد : اين از رحمت حق محروم ، در حالى مرد كه اموالى از مردم در عهدهء او قرار داشت و مىدانست كه توان پرداخت و رهايى از ديون مردم را ندارد ( ولى با وجود اين اموال مردم را به عناوين مختلف از آنان گرفت ) ؛ و بعد از آن كه روده‌هاى خود را با خود مىكشد مىپرسند : اين محروم از رحمت حق ، داستانش چيست كه ما را با همهء زحمت و عذابى كه در آنيم ، آزرده خاطر كرده است ؟ ! پاسخ مىدهد : اين از رحمت حق جدا مانده ، ( در دنيا ) از نجاست ادرار خود پرهيز نمىكرد و اهميت نمىداد كه ترشّحات ادرار او چند جاى بدنش را ناپاك كند ؛ سپس از كسى كه چرك و خون از دهانش بيرون مىريزد مىپرسند و قضيّهء اين بىبهره مانده از رحمت خدا ، چيست كه ديدن او ما را با همهء عذابى كه مىكشيم ، مىآزارد ؟ ! مىگويد : اين بىنصيب از رحمت خداوندى ، مسخرگى پيشه مىكرد و اداى اين و آن را در مىآورد . و بعد از آن كه گوشت بدن خود را مىخورد ، مىپرسند : حكايت اين محروم مانده از رحمت پروردگار چيست كه مشاهدهء او ما را با همهء عذابى كه تحمل مىكنيم ، آزار مىدهد ؟